*** به آبـي دلان خـوش آمديـد ***

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

موضوع: همه چیز درباره ی بازیگران محبوبمان

  1. #1

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.77
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض همه چیز درباره ی بازیگران محبوبمان

    تو این تاپیک می خوایم اخبار و عکسها و هرچی در مورد بازیگر ان مورد علاقه مون رو بگذاریم . من از بازیگر مورد علاقه ام هانیه توسلی شروع میگم



    با تو انگار تو بهشتم
    ویرایش توسط Reza : ۰۹-۱۳۸۹-۲۴ در ساعت ۱۰:۴۶ دلیل: تغییر کاربری تاپیک

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    سن
    2010
    نوشته ها
    Many
     

  3. #2

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.77
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض بیوگرافی

    هانيه توسلي در 17 خرداد ماه سال 1358 در شهر همدان متولد شد. وي فارغ التحصيل نمايش نامه نويسي است.خواهر كوچكترش دانشجوي مهندسي شهر سازي دانشگاه اصفهان است.مادرش خانه دار و پدرش سرهنگ ژاندارمري بوده كه ده سال پيش فوت كرده است.و اما خواهر بزرگترش هما توسلي مدتي منتقد يكي از مجله هاي معتبر بوده در حال حاضر كار ترجمه انجام ميدهد.هانيه توسلي در حال حاضر ساكن منطقه جلفا و با خانواده اش زندگي ميكند.



    با تو انگار تو بهشتم

  4. #3

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.77
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض

    جهانگیر کوثری تهیه‌کننده این فیلم با تایید این خبر گفت: «این فیلم بدون سرگروه در پردیس‌های «ملت»، «زندگی»، «اریکه ایرانیان»، «شهر فرنگ» و «فرهنگ» به نمایش در می‌آید.»
    به گفته‌ وی «عصر جمعه» پروانه نمایش مشروط گرفته است، بنابراین در شهرستان‌های قم، تبریز، مشهد و اصفهان نمی‌تواند به نمایش عمومی درآید.

    مونا زندي كه قرار است از 28 آذرماه پس از 5 سال اولين فيلم بلندش به اكران درآيد، گفت: خوشحالم كه بالاخره بعد از دوندگي و تلاش بسيار «عصر جمعه» به نمايش عمومي در مي‌آيد.اگرچه شرايط اكران آن بسيار نامناسب محسوب مي‌شود. اين كارگردان سينما در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) عنوان كرد:شرايط اكران ما به بدترين شكل ممكن است و تنها پنج سالن براي چند سانس محدود در اختيار داريم، اما به هرحال اينكه اين فيلم هم مثل برخي آثار در انباري‌هاي ارشاد و فارابي خاك نخواهد خورد جاي خوشحالي دارد و من اميدوارم در صورت استقبال مخاطبان، تعداد سانس‌ها و سالن‌هاي اين فيلم هم افزايش پيدا كند. وي در عين حال گفت: به طبع من به دنبال فروش ميلياردي «عصر جمعه» نيستم، اما معتقدم اين فيلم مخاطبان قابل توجهي دارد كه در صورت اطلاع‌رساني درست به تماشاي «عصر جمعه» خواهند نشست، هرچند كه به دليل محدوديت سانس‌ها تبليغ گسترده‌اي هم بر روي اين فيلم صورت نمي‌گيرد. زندي در عين حال با بيان اين‌كه «عصر جمعه» خيلي چراغ خاموش اكران مي‌شود، اظهار كرد: خوشبختانه هنوزموضوع اين فيلم به روز است و قديمي يا تكراري نشده،حال من اميدوارم كه اين فيلم را زود از روي پرده بر ندارند و حداقل بعد از جشنواره‌ي فجر هم چند سالن در اختيار داشته باشيم. چرا كه اين نوع فيلم‌ها به مرور زمان مخاطب خود را پيدا مي‌كنند.كارگردان «عصر جمعه» در پايان از انتظارش براي استقبال مناسب مردم از اين فيلم سخن گفت.



    با تو انگار تو بهشتم

  5. #4

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.77
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض «آقايوسف» فرم شركت در جشنواره فيلم فجر را پر كرد

    تهيه‌كننده فيلم سينمايي «آقايوسف» به كارگرداني علي رفيعي از پايان مراحل فني فيلم و ارسال فرم شركت در بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر به دبيرخانه اين رويداد سينمايي خبر داد.




    مرتضي متولي، تهيه‌كننده فيلم سينمايي «آقايوسف» با اعلام اين خبر به خبرنگار سينمايي فارس گفت: مراحل صداگذاري و ساخت موسيقي به ترتيب توسط اميرحسين قاسمي و علي صمدپور به پايان رسيد. همچنين كار قطع نگاتيو تمام شده است و در حال حاضر ساخت تيتراژ توسط حميدرضا هنري انجام مي شود.
    متولي با اشاره به تكميل فرم شركت در بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر، بيان كرد: هفته آينده «آقايوسف» آماده نمايش مي شود و كپي آن را به دبيرخانه جشنواره ارسال مي‌كنيم.
    به گزارش فارس، در دومين فيلم بلند علي رفيعي، مهدي هاشمي، هانیه توسلی، شاهرخ فروتنيان، پگاه آهنگراني، لادن مستوفي، مريم سعادت، سهيلا رضوي، ستاره اسكندري، ليلا بلوكات، داريوش موفق، رويا ميرعلمي، مليكا پارسا، مينا خسرواني و صابر ابر به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
    در خلاصه داستان «آقايوسف» كه مضموني اجتماعي دارد آمده: آقا يوسف، بازنشسته، از پنج سال پيش پنهان از چشم دخترش در خانه‌هاي مردم كار مي‌كند. حوادثي كه در اين خانه‌ها، به ويژه در دومين خانه رخ مي‌دهد، مستقيماً به او ربط پيدا مي‌كند و زندگي او را دگرگون مي‌سازد...
    عوامل اصلي اين پروژه عبارتند از:
    مدير توليد و تهيه‌كننده: مرتضي متولي، مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش، طراح صحنه: علي رفيعي،‌ دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: مانفرد اسماعيلي، صدابردار: مهدي صالح‌كرماني، طراح گريم: سودابه خسروي، مدير تداركات: حيدر زرقومي.



    با تو انگار تو بهشتم

  6. #5

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.77
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض

    مخاطبین "عصر جمعه" هر روز بیشتر از دیروز
    مونا زندی گفت: با وجود شرایط بد اکران فیلم "عصر جمعه" خوشبختانه تعداد تماشاگرانش هر روز بیشتر می شود.
    مونا زندی در رابطه با شرایط اکران فیلم خود به خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران گفت: از زمان بندی اکران "عصر جمعه " اصلا راضی نیستم. این که در چند سینمای محدود و در سانس های خاص نمایش داشته باشیم، در زمانی که حجم بالایی از فیلم ها روی پرده رفته اند به خصوص در این فصل نشان دهنده آن است که شرایط اکران چندان مطلوب نیست ولی استقبال از فیلم تا حدی این شرایط را قابل تحمل کرد.کارگردان فیلم "عصر جمعه" افزود: به خاطر فروش بالای فیلم در سینماهایی که اکران تک سانس داشتند به دو سانس و در سینمای آزادی که استقبال بیش از سایر سینماها بود به 3سانس نمایش رسید.وی خاطرنشان کرد: از اولین روز نمایش تا دیروز، مخاطبین هر روز بیشتر شده به طوری که تعداد تماشاچیان روز 5شنبه 3برابر چهارشنبه بوده و روز جمعه با وجودی که تنها ساعت 10 شب فیلم اکران شده اما 5/3 برابر شب قبل از آن فروش داشته است. زندی اشاره کرد: از استقبال مردم بسیار راضی هستم؛ این طور که پیداست اگر در همه سالنها و همه سانس ها "عصر جمعه" اکران شود باز هم به نسبت فیلم هایی که هم اکنون در حال اکران هستند سالن کم داریم.
    مونا زندی افزود: با وجود این که این فیلم در آخرین و بدترین شرایط امسال در حال اکران است اما باز هم نمایش در این زمان را به سال بعد ترجیح می دهم.چون نمایش فیلم های جشنواره فجر در راه است و بالطبع سال بعد تنوع و تعداد فیلم ها بیشتر شده و همین فرصت کوتاه هم از دستمان می رفت.در شرایط فعلی هم تا زمانی که فروش داشته باشیم فیلم را روی پرده نگه می داریم.



    با تو انگار تو بهشتم

  7. #6

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.77
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض قضیه ممنوع‌التصویر شدن هانیه توسلی چيست؟ ؛حذف تصوير از پوسترها و مشكل پخش تيزر با تصاوير بازيگر زن «عصر روز دهم»

    مجتبی راعی کارگردان «عصر روز دهم» در بخشی از نشست خبری خود در ایسنا مشکلات جانبی تبلیغات این فیلم را در کنار زمان نامناسب اکران آن، از دیگر مباحث مهم برشمرد و گفت: «در عراق بودم که آقای محمدی به من گفتند، نتوانستیم برای پخش تیزر فیلم به نتیجه برسیم، ایشان به من گفتند که ظاهرا برای خانم توسلی مشکلی پیش آمده که گفته‌اند تصویرش را نشان ندهید.»او افزود: «من خیلی حیرت کردم و سعی کردم بفهمم مشکل از کجاست تا اگر می‌توانیم برای رفع آن کمکی بکنیم. اگر مسئله خیلی جدی است و مثلا او فعالیت مسلحانه کرده، این مسئله دیگر به ما ارتباطی ندارد و از کانال سینما بیرون است. اما اگر مشکل ایشان به مسائل سینمایی باز می‌گردد، پیگیری کنیم.»

    راعی ادامه داد: «من از آقایان شمقدری و میرعلایی که با هم در عراق بودند، مشکل را پیگیری کردم که به من گفتند این مسئله هیچ ارتباطی به فیلم شما ندارد، قاعدتا اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد باید برای بعد از این فیلم باشد. پس از آن آقای شمقدری با آقای ضرغامی تماس گرفت و به من گفت که مسئله شما حل شد، اما چند روز بعد دوباره آقای محمدی تماس گرفتند و گفتند که تیزر دوباره پخش نمی‌شود.»

    راعی افزود: «حتی گفتند در پوسترهای فیلم که برای نصب آماده شده بود، عکس ایشان نباشد. شهرداری تمایل داشته که اگر امکان دارد عکس ایشان حذف شود. در حالیکه فیلم ما به گونه‌ای است که اگر عکس ایشان را برداریم بار تبلیغی خود را از دست می‌دهد، چرا که تنها یک بازیگر اصلی دارد. این بحث‌ها روزهای مهم و تعیین کننده‌ای را از ما گرفت. حتی در برنامه « هفت» هم قرار بود هانیه توسلی حاضر شود، اما به ما گفتند که تمایل بر این بوده که ایشان نیایند و من واقعا از این واقعه متاسف شدم، چرا که یک بار دیگر هم در فیلم « سفر هیدالو» بدون اینکه هیچ گناهی داشته باشم به چنین تیر غیبی دچار شدم و به نظرم فیلم فنا شد.»



    با تو انگار تو بهشتم

  8. #7

    آخرین بازدید
    ۱۱-۱۳۹۸-۰۳ [ ۱۹:۰۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۱۰-۱۳
    محل سکونت
    مشهدمقدس
    سن
    32
    شماره عضویت
    8514
    عنوان کاربر
    ستاره ليگ برتر
    بازیکن محبوب
    رضا قوچان نژاد
    مربی محبوب
    کارلوس کی روش - خوزه مورینیو
    میانگین پست در روز
    1.28
    نوشته ها
    4,250
    سپاس ها
    32,988
    سپاس شده 7,282 در 3,269 پست
    حالت من
    Khoshhal

    پیش فرض

    شاهرخ خان([برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]:शाहरुख़ ख़ान، [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]:Shahrukh Khan)متولد ۲ نوامبر ۱۹۶۵، هنرپیشه [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] در [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] است.
    او در [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] پایتخت [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] متولد شد با نام مستعار سلطان خان با قد ۱۷۵ که بیش از ۵۵ [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] در کارنامه خود دارد. اولین فیلم او یک کار تلویزیونی با نام آنی جیوس ایت توس آنس این ویچ بود.
    زندگی خصوصی و تحصیلات

    شاهرخ خان در سال ۱۹۶۵ در خانوادهٔ مسلمان به دنیا آمد البته پیش از او شهناز پا به این خانه گذاشته بود و پنج سال تمام تنها فرزند و دختر یکدانه پدر و مادر بود. خانواده شاهرخ خان که اصلا متعلق به قوم پشتون است قبل از انقسام هند به دو قسمت، از افغانستان کنونی رهسپار دهلی شدند،وضعیت اقتصادی متوسطی داشتند اما در حال حاضر او یکی از گرانقیمت‌ترین ستارگان سینمای هند با دستمزد افسانه‌ای است . شاهرخ خان علاقه‌مند به تحصیل و ورزش روزی می‌رفت تا به عنوان یک ورزشکار حرفه‌ای فعالیت کند و شاید کمتر کسی بداند او روزگاری کاپیتان تیم ملی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] هندوستان بود. اما به درخواست والدین خود در رشته اقتصاد و در دانشگاه هنسراج دهلی‌نو به تحصیل پرداخت لیسانسش را گرفت و وارد رشته [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] شد و مدرک فوق لیسانس خود را در این رشته گرفت. او دو فرزند دارد: پسرش آریان نام دارد و دخترش سوهانا.
    یک شب به پیشنهاد یکی از دوستانش به یک مهمانی مفصل دعوت شد و در آنجا ستاره اقبالش در چشمان [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] دانش آموخته مدرن‌اسکول، گره خورد این آشنایی در اندک زمانی به ازدواج ختم شد. گوری شدیدا یا بازیگری مخالف بود و اصلا نمی‌خواست تا شاهرخ خان در سینما پا بگیرد اما او راه خود را یافته بود و بازی در سریال تلویزیونی را آغاز کرد.
    زندگی حرفه‌ای

    شاهرخ به جایی نرسیده بود تا اینکه در سال ۹۱ با یکی از دوستانش وارد [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] می‌شود و مورد توجه [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ستاره زن آن زمان روزگار قرار می‌گیرد هیما می‌خواهد تا او بازیگر اولین فیلمی باشد که کارگردانی می‌کند. ۱۲ سال بعد پس از آن فیلم شاهرخ خان به [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] سینمای هند بدل می‌شود.
    در ۲۵ اکتبر ۱۹۹۱ با [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ازدواج می‌کند .در ومدرسه سنت کلمبا در دهلی نو برنده جایزه شمشیر افتخار می‌شود این جایزه مخصوص بهترین شاگرد بود .سال ۱۹۹۰ بهترین ستاره هند شد. در فیلمهای [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] بدون خواندن فیلنامه بازی می‌کند . زوج سینمایی وی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] بود.
    درسال۲۰۰۹وی درحالی که به تازگی از هواپیما پیاده شده تا به جمع طرفدارانش در آمریکا برود دستگیر شد و ۶۶ دقیقه مورد باز جویی قرار گرفت.
    هم اکنون شاهرخ پر طرفدارترین بازیگر جهان است و در رده بندی قدرتمند ترن مردان جهان(سیاسی،اجتماعی)ردهٔ ۴۲ را دارا می باشد.
    شاهرخ خان یک کمپانی تولید فیلم به نام [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] را اداره می‌کند البته در اداره آن با جو یی چاولا و عزیز میرزا همکار و شریک است. سال ۲۰۰۴ از سوی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] یکی از بهترین بازیگران هند لقب گرفت. در فیلم [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] پسرش آریان نقش کودکی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] را بازی می‌کند.وی تا به حال برندهٔ ۷ بار جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشواره فیلم فیر شده است.فیلم هایی که شاهرخ خان برای آن‌ها جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول مرد را بدست اورده عبارتند از:
    - بازیگر(۱۹۹۳)
    - دلواله دولهانیا له جاینگه(۱۹۹۵)
    - دیل تو پاگل هه(۱۹۹۷)
    - کوچ کوچ هوتاهه(۱۹۹۸)
    - دیوداس(۲۰۰۲)
    - سوادس(۲۰۰۴)
    - چک ده انیدیا(۲۰۰۷)

    زنده بادخراسان کبیر






    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    خراسانی ام ، نی ام از بی نژادان/ از این خاک و پی روییده ام در روزگاران


  9. 2 کاربر از پست مفید Aminmeshki سپاس کرده اند .

    Aznasleaftab (۱۱-۱۳۸۹-۲۶),Blue Star (۱۱-۱۳۸۹-۲۶)

  10. #8

    آخرین بازدید
    ۱۱-۱۳۹۸-۰۳ [ ۱۹:۰۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۱۰-۱۳
    محل سکونت
    مشهدمقدس
    سن
    32
    شماره عضویت
    8514
    عنوان کاربر
    ستاره ليگ برتر
    بازیکن محبوب
    رضا قوچان نژاد
    مربی محبوب
    کارلوس کی روش - خوزه مورینیو
    میانگین پست در روز
    1.28
    نوشته ها
    4,250
    سپاس ها
    32,988
    سپاس شده 7,282 در 3,269 پست
    حالت من
    Khoshhal

    Love فیلم شناسی شاهرخ خان

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] (در حال تولید)
    دون (۲۰۱۱) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] (در حال ساخت)
    جیوان (۲۰۱۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    رضوان خان (۲۰۱۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    پاوان راج گندهی (۲۰۱۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راکی (۲۰۱۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راوی فیلم (۲۰۰۹) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    سهیر خان (۲۰۰۹) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    سریندر "سری" سهنی (۲۰۰۸) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راوی فیلم (۲۰۰۸) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آدیتیا شرما (۲۰۰۸) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راوی فیلم (۲۰۰۸) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    اوم پراکاش ماخیجا / اوم کاپور (۲۰۰۷) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راج ملهوترا (۲۰۰۷) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    کبیر خان (۲۰۰۷) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    گیتاریست خیابان (۲۰۰۶) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    دون / وی جی (۲۰۰۶) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    دو ساران (۲۰۰۶) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    خواندن آهنگ (۲۰۰۶) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    کیشانلال / روح (۲۰۰۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    سوترادهار (۲۰۰۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    خواندن آهنگ (۲۰۰۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    موهان بهارگا (۲۰۰۴) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویر پاراتا سینک (۲۰۰۴) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    سرگرد رام پراساد شرما (۲۰۰۴) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    دوشانت (۲۰۰۴) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آمان متور (۲۰۰۳) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راج متور (۲۰۰۳) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    یشوانت راو (۲۰۰۲) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    جیسینک (۲۰۰۲) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    گوپال (۲۰۰۲) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    دوداس موکرجی (۲۰۰۲) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راهول ریچند (۲۰۰۱) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آسوکا (۲۰۰۱) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آرون ورما (۲۰۰۱) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    شاهرخ (۲۰۰۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راج آریان ملهوترا (۲۰۰۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راهول (۲۰۰۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    مکس (۲۰۰۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    امجد علی خان (۲۰۰۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آجی بکشی (۲۰۰۰) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راج (۱۹۹۹) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راهول خانا (۱۹۹۸) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آمارکنث ورما (۱۹۹۸) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    بابلو چندهاری / مانو دادا (۱۹۹۸) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آرجون ساگار (۱۹۹۷) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راهول (۱۹۹۷) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راهول (۱۹۹۷) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    شانکر (۱۹۹۷) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    بازیگر مهمان (۱۹۹۷) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    بدرو (۱۹۹۶) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    روپ سینک راتود (۱۹۹۶) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آرجون (۱۹۹۶) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویکرام / هاری / گوپال مایور (۱۹۹۶) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راج ملهوترا (۱۹۹۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    گودو باهادور (۱۹۹۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راهول ملهوترا (۱۹۹۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آرجون سینک (۱۹۹۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    هیرو (۱۹۹۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    رام جان (۱۹۹۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    رومی سینک / بهولی (۱۹۹۵) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویجی آگنیهوتری (۱۹۹۴) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راهول مهرا (۱۹۹۳) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آجی شرما (۱۹۹۳) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    لالیت (۱۹۹۳) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    سونیل (۱۹۹۳) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    آنیل بانسال (۱۹۹۳) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    کاران د. سینک (۱۹۹۲) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ساندر اسریواستاوا (۱۹۹۲) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راجا ساهی (۱۹۹۲) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    راج متهور (۱۹۹۲) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    نقش تلویزیونی : پاوان راگو جان (۱۹۹۱) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    نقش تلویزیونی (۱۹۸۹) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    نقش تلویزیونی : سنیور (۱۹۸۹) [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    نقش تلویزیونی : آبهیمنیو ری (۱۹۸۸)

    زنده بادخراسان کبیر






    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    خراسانی ام ، نی ام از بی نژادان/ از این خاک و پی روییده ام در روزگاران


  11. 3 کاربر از پست مفید Aminmeshki سپاس کرده اند .

    Aznasleaftab (۱۱-۱۳۸۹-۲۶),Blue Star (۱۱-۱۳۸۹-۲۶),M♥ná (۰۱-۱۳۹۰-۰۶)

  12. #9

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.77
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض

    با بازي هانيه توسلي، عليرضا جلالي‌تبار و ...
    فيلم‌برداري «مادر پائيزي» در شمال آغاز شد.




    خبرگزاري فارس: فيلم‌برداري فيلم سينمايي «مادر پائيزي» به تهيه كنندگي و كارگرداني سيروس رنجبر اواخر بهمن ماه در فريدون كنار (منطقه خزر شهر) آغاز ‌شد.

    به گزارش خبرگزاري فارس، فيلم‌برداري فيلم سينمايي «مادر پائيزي» به تهيه كنندگي و كارگرداني سيروس رنجبر اواخر بهمن ماه در فريدون كنار (منطقه خزر شهر) آغاز ‌شد
    بنا بر اين گزارش؛ پيش توليد اين فيلم همزمان با عيد سعيد غدير خم آغاز شده و پس از بازبيني نهايي لوكشين‌ها (شمال كشور و شهر تهران) و انتخاب نهايي عوامل فيلم، هم اكنون با مديريت «شهريار اسدي» در خزر شهر فيلم‌برداري مي‌شود.
    بنابراين گزارش، داستان «مادر پائيزي» كه بازيگراني چون هانيه توسلي، عليرضا جلالي‌تبار، ارشيا طالبي، كتايون كارايي، وحيد رهباني، بهناز جعفري و رويا ثمودي در آن نقش آفريني مي‌‌كنند درباره نوجواني مبتلا به بيماري اوتيسم است كه پس از اطلاع يافتن از زنده بودن مادرش از شمال عازم تهران مي‌شود و ....
    اسامي عوامل فيلم عبارتند از:
    نويسنده، كارگردان و تهيه‌كننده: سيروس رنجبر- مجري طرح: فرزاد قرباني- مشاور كارگردان: دكتر حميد رضا پوراعتماد، هاله افقي- مدير توليد: ناصر مقدس- مدير فيلم‌برداري: شهريار اسدي- دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: داود باقري- طراح صحنه و لباس: فريبرز قربان‌زاده- صدابردار: هادي افشار- طراح گريم: محسن دارسنج- تدوين: فريدون جامه بزرگ- مدير تداركات: حميد رضا صفايي- عكاس: محسن سيدي - دستيار اول فيلم‌بردار: جلال عالي‌فكر - دستيار صدابردار: هادي بهشتي‌زاده - منشي صحنه‌: نفيسه ذاكري- تصويربردار پشت صحنه: محمدرضا خاوري- دستيار دوم كارگردان: مصطفي تقي‌زاده - دستيار صحنه: صادق اسفندياري، سينا سعادت - دستيار لباس: شكوه بابايي - دستياران فيلم‌بردار: امير حسين ارضي، هومن خليلي، محمد آقاحسيني - سينه ‌موبيل: احمد سعيدي‌بخش- مجري گريم: ريحانه عادل‌نژاد، امير صفادل - دستياران تداركات: فرزاد برنايي، علي ايماني، بهروز چلوئيان - سرمايه گذار: شركت سرمايه‌گذاري ايران گردي و جهان‌گردي، غلامرضا دهقان، محمدرضا خاوري و سيروس رنجبر



    با تو انگار تو بهشتم

  13. 2 کاربر از پست مفید Reza سپاس کرده اند .

    Aznasleaftab (۰۱-۱۳۹۰-۰۵),M♥ná (۰۱-۱۳۹۰-۰۶)

  14. #10

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.77
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض

    مصاحبه هانیه توسلی با مجله 24

    هانیه توسلی از اولین تجربه های سینمایی اش می گوید:
    اولین بار در شام آخر دیده شد؛ هرچند میان بازیگران حرفه‌ای آن فیلم و ستاره‌هایی مثل محمد رضا گلزار و کتایون ریاحی محصور شده بود، ولی شخصیتش را به رخ می‌کشید و اجرای قابل قبولش از نقش به یاد می‌ماند، اما وقتی سال بعد در اثیری بازی کرد، فکر کردیم یکی دیگر از همان بازیگران سینمای تجاری است که ظرفیت‌شان زود تمام می‌شود و یکی دو سال بعد به یاد کسی نمی‌مانند. شب‌های روشن بود که باعث شد متوجه قابلیت‌هایش برای ایفای یک نقش پیچیده شویم. بازی‌اش در شب‌های روشن تحسین شد و از آن به بعد مسیرش برای انتخاب‌های بهتر هموار شد.
    اولین چیزی که در عصر روز دهم جلب توجه می‌کند، بازی شما در دو نقش است. این موقعیتی است که معمولاً نصیب همه نمی‌شود. البته اصلاً نمی‌دانم موقعیت خوبی است یا نه؛ شما باید بگویید. اما کم پیش می‌آید که بازیگر در یک فیلم نقش دو کاراکتری را بازی کند که قرار است مقابل هم قرار بگیرند. وقتی فهمیدید قرار است دو نقش بازی کنید چه احساسی داشتید؟
    هانیه توسلی: هر چه کار بازیگر سخت‌تر شود، بیشتر لذت می‌برد. حداقل برای من که این‌طور است. بله، اولین ویژگی بازی در این فیلم همین بود که قرار است نقش دو خواهری را بازی کنم که در دو موقعیت مختلف و با دو زبان متفاوت رشد کرده‌اند. یکی پزشک است و شخصیت آرامی دارد، آن‌یکی عرب‌زبان است و در موقعیتی سخت بزرگ شده. خیلی با هم متفاوت‌اند.
    همین ابتدا بگویم که به نظرم بازی شما در این دو نقش به باورپذیرشدن فیلم لطمه زده. البته نه این که مشکل در بازی شما باشد؛ شاید خود این تصمیم، تصمیم درستی نبوده. البته در طول تماشای فیلم داشتم فکر می‌کردم اگر خودم بودم چه چاره‌ای جز این داشتم؛ وقتی می‌خواهیم نشان بدهیم دو خواهر خیلی به هم شباهت دارند چاره‌ای جز استفاده از یک بازیگر نداریم. اما از طرف دیگر مگر چقدر می‌شود در گریم، مشخصات ظاهری بازیگر را تغییر داد؟ به‌هرحال نتیجه این می‌شود که تماشاگر می‌داند دارد یک بازیگر را در دو نقش می‌بیند و موقعیت دراماتیک را به اندازه‌ی کافی باور نمی‌کند. نگران لطمه‌خوردن به این باورپذیری نبودید؟
    توسلی: چرا. نگران بودم. تازه قرار بود من نقش مادر این دو خواهر در کودکی‌شان را هم بازی کنم. یعنی نقش جوانی مادر را. پیشنهاد دادم صرف‌نظر کنند، خصوصاً به این دلیل که من شباهتی به خانم عبیسی ندارم که بتوانم جوانی ایشان را بازی کنم. خودم نگران همین بودم که تفاوت این دو خواهر به اندازه‌ی کافی درنیاید. یک بخش کار هم به گریم و لباس برمی‌گشت که به نظرم تفاوت کمی بین این دو خواهر ایجاد کرده‌اند. تفاوت ناچیزی است. شاید می‌شد با گریم، تفاوت‌های ملموس‌تری ایجاد کرد. مثلاً دندان‌های یکی‌شان جلو می‌آمد. البته به‌هرحال خطوط صورت من همین است و لحن و صدایم همین است. تلاش کردم حرکت‌های رحمه کمی خشن و بدوی باشد و مریم بادیسیپلین‌تر رفتار کند. اما الان که فیلم را می‌بینم فکر می‌کنم کاش بیشتر روی این تفاوت‌ها کار کرده بودم. هم از جهت کار روی لحن خودم و هم از جهت پیشنهاد برای گریم و لباس و چیزهای دیگر.
    اگر تفاوت‌ها بین دو خواهر شدیدتر بود، شاید طول می‌کشید تا حداقل درصدی از بیننده‌ها بفهمند یک بازیگر دارد هردو نقش را بازی می‌کند.
    توسلی: تماشاگر که به هر حال می‌فهمد یک نفر دارد این دو نقش را بازی می‌کند، ولی حق با شماست که موقعیت باید باورپذیر دربیاید.
    در تاریخ سینما نمونه‌هایی داریم که این کار را کرده‌اند و موفق از آب درآمده؛ مثلاً در فیلم Dead Ringers دیوید کراننبرگ، جرمی آیرونز نقش دو برادر دوقلو را بازی می‌کند. چون ایده

    این بوده که برادرها دوقلو و همسان باشند، موقعیت متقاعدکننده است. دیده‌اید؟
    توسلی: نه، ولی به کراننبرگ بسیار علاقه دارم. فیلم فرزندان (The Brood) کراننبرگ فیلم محبوب من است. شگفت‌انگیز است.
    وقتی فهمیدید قرار است هر دو نقش را بازی کنید، تمرین خاصی برای خودتان مشخص کردید؟
    توسلی: نه، تمرین خاصی نکردم؛ وقتی لباس رحمه را می‌پوشیدم تفاوت‌هایی در میمیک داشتم و کمی رفتار غیرشهری و خشن. درحالی‌که مریم خیلی آداب‌دان است. دیالوگ‌های عربی را هم با خانمی عراقی تمرین کردم و صدای ضبط‌شده‌اش را دائم گوش می‌دادم.
    صحنه‌های مربوط به رحمه را پشت هم گرفتید و صحنه‌های مریم را جدا یا این‌که رج زده شد؟
    توسلی: نه، بر اساس گریم رج زده شد. صحنه‌های مریم را می‌گرفتیم و در همان سکانس من می‌رفتم گریم می‌شدم برای نقش رحمه.
    آخ، این جوری که دیگر خیلی سخت است!
    توسلی: یادم هست در یک سکانس دو - سه بار تغییر گریم دادم و مرتب عوض می‌شدم برای بازی در آن‌یکی نقش. چندان سخت نیست، اینها در مقابل کارهایی که بازیگران در سینمای دنیا انجام می‌دهند هیچ است. چیزی نیست.
    منظورم رعایت تداوم حسی‌اش است؛ به هر حال در یک روز در هر دو نقش بازی‌کردن، حس بازیگر را به هم می‌ریزد.
    توسلی: چاره‌ای نبود. این دو خواهر چند بار مقابل هم بازی دارند و باید رج می‌زدیم. در همه‌ی این سکانس‌ها مرتب تغییر گریم داشتیم.
    وقتی پیشنهاد بازی در عصر روز دهم را قبول کردید حواستان به این بود که دارید در پروژه‌ی ناکام مرحوم رسول ملاقلی‌پور حاضر می‌شوید که قبل از به‌نتیجه‌رساندنش درگذشت؟
    توسلی: بله، آقای راعی از همان ابتدا گفت. ظاهراً مرحوم ملاقلی‌پور طرحی داشته درباره‌ی یک دختر خبرنگار که بعد از سقوط صدام به عراق می‌رود تا خواهرش را پیدا کند. اما ماجرای پزشک‌بودن دختر و فضای بیمارستان و اتاق عمل و این جور چیزها ایده‌های آقای راعی است.
    حدس می‌زنم مرحوم ملاقلی‌پور با توجه به دغدغه‌هایش از مراسم طواریج استفاده‌ی بیشتری می‌کرد و نقطه‌ی عطف دراماتیکش را همان مراسم قرار می‌داد. اما در نسخه‌ی فعلی حضور این مراسم به قدر کافی پررنگ نیست. مراسم تأثیرگذاری است. ظاهراً در همان روز مراسم و به شکل تقریباً مستند کار کردید.
    توسلی: بله، روز قبل از عاشورا یک سری پلان‌های پراکنده را گرفتیم و در روز عاشورا مراسم طواریج را گرفتیم. دو تا دوربین داشتیم که یکی از بالا پلان‌های لانگ‌شات را می‌گرفت و یکی هم پایین در کنار ما بود.
    جزئیات مراسم را فهمیدید که به چه ترتیب است و شامل چه چیزهایی می‌شود؟
    توسلی: خیلی برایم جذاب بود. البته الان همه‌ی توضیحات در خود فیلم آمده: اهالی روستایی به نام طواریج می‌خواسته‌اند به یاری امام حسین (ع) بروند، اما به‌موقع نرسیده‌اند و از آن سال به بعد، دیگر شیعیان عراق هم به آن روستا می‌روند و از آنجا تا کربلا را می‌دوند. یک جمعیت چندمیلیونی می‌شوند و پیاده می‌آیند و بیشتر مسیر را می‌دوند و ذکر می‌گویند. مراسم تکان‌دهنده‌ای است. جو عجیبی دارد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.
    فیلمبرداری در چنان وضعیتی سخت بود؟
    توسلی: سخت بود، چون فیلمبردار دوربین روی دوشش بود و باید از ما چند نفر تصاویری می‌گرفت وسط جمعیتی که ما را به این طرف و آن طرف می‌کشیدند، ولی کسی از جمعیت حواسش به ما نبود و حضور دوربین در آن شرایط برای کسی جذابیتی نداشت که بخواهد توجهشان را به این طرف جلب کند. خود مراسم توجه بیشتری می‌طلبید. جالب بود که خود ما هم وسط فیلمبرداری گاهی حواسمان به لحظاتی از مراسم پرت می‌شد! به همین دلیل می‌شود گفت به شکل مستند داشتیم همان واکنش‌هایی را نشان می‌دادیم که باید در چنین موقعیتی نشان دهیم؛ منطق صحنه این بود که شخصیت‌های داستان برای اولین بار دارند این مراسم را می‌بینند. ما هم که به عنوان بازیگر آمده بودیم برای اولین بار این مراسم را می‌دیدیم. در نتیجه واکنش‌ها همان است که باید باشد. نقش خودمان را بازی می‌کردیم. فیلمبرداری از همین صحنه‌ها شروع شد و در کربلا ادامه پیدا کرد و بعد، برای سکانس‌هایی که در کنار حرم حضرت علی(ع) می‌گذشت به نجف رفتیم. بعضی از سکانس‌هایی را هم که داخل حرم می‌گذشت با پرده‌ی آبی کار کردیم.
    تجربه‌ی چند ماه زندگی در عراق چطور بود؟ چه چیزهایی دیدید؟ اتفاق خطرناکی هم افتاد؟
    توسلی: خطرات معمول که بود و در آن ایام انفجارهای زیادی هم اتفاق افتاد، اما خب من ماجراجویی را دوست دارم. از همان اول که فهمیدم باید برویم عراق بیشتر هیجان داشتم تا ترس. هرچند که خطر دوروبرمان بود. اربعین که در نجف بودیم بمبی نزدیک هتلمان در کربلا منفجر شد. هفته‌ی اول هم که در کربلا بودیم در کاظمین بمبی منفجر شد. خبرهایش را می‌شنیدیم.
    محل اقامتتان جایی بود که بتوانید در فضای شهر حضور داشته باشید و زندگی مردم را ببینید یا فاصله داشتید با مناطق مرکزی شهر؟

    توسلی: نه، محل اقامتمان در کربلا پنجاه متر با حرم امام حسین (ع) فاصله داشت.


    چه عالی! خیلی نزدیک بوده‌اید!


    توسلی:
    آره، از پنجره حرم را می‌دیدیم. آن حوالی خیلی امن هم بود، چون در آن اطراف ایست‌بازرسی‌های زیادی می‌گذارند و سر هر کوچه‌ای که به حرم منتهی می‌شود یک ایست بازرسی هست. فضا خیلی امنیتی است.



    مردم آن قدر حال و حوصله داشتند که موقع فیلمبرداری بیایند شماها را تماشا کنند یا سرشان به زندگی‌شان بود؟

    توسلی: در بعضی صحنه‌ها بچه‌ها جمع می‌شدند. ولی وقتی در بین‌الحرمین کار می‌کردیم کسی توجه نمی‌کرد. همه در آن منطقه به دوربین عادت کرده‌اند، از بس دوربین‌های شبکه‌های مختلف در آنجا حضور دارند. البته وقتی توی شهر، وسط جمعیت کار می‌کردیم مجبور می‌شدیم دوربین را پنهان کنیم؛ آقای پورامین می‌رفت توی کارتن یخچال و داخل کارتن به سختی پن و تیلت می‌کرد تا دوربین دیده نشود! آقای راعی اصرار داشت از هنرور استفاده نکنیم و مردم عادی در قاب حضور داشته باشند، یعنی می‌خواستیم عین فیلم مستند عمل کنیم و بنابراین هر وقت مردم توی دوربین نگاه می‌کردند نما را تکرار می‌کردیم. بعضی از نماها در این موقعیت‌ بارها و بارها تکرار می‌شد.


    در ساعاتی که فیلمبرداری نداشتید، توی شهر می‌گشتید یا ترجیح می‌دادید در هتل بمانید؟


    توسلی:
    من در هر سفری که می‌روم دوربین عکاسی‌ام را همراه خودم می‌برم. البته حرفه‌ای نیستم، ولی همیشه دوربینم را می‌برم. معمولاً می‌رفتم عکاسی.


    چه خوب. چه نوع عکس‌هایی گرفته‌اید؟


    توسلی:
    بیشتر از خود مردم. البته مردم عراق دوست نداشتند توی کوچه‌پس‌‌کوچه‌ها ببینند داری ازشان عکاسی می‌کنی. در محله‌های کثیف و به‌هم‌ریخته که می‌رفتم، اعتراض می‌کردند عکس نگیرید، اینها را می‌برید نشان می‌دهید و می‌گویید ما بدبختیم! خود عکاس فیلم هم به‌سختی عکاسی می‌کرد. در نجف بیشتر عکاسی کردم. در قبرستان وادی‌السلام و این جور اماکن عکاسی راحت‌تر بود. ولی در کربلا خیلی به‌سختی عکس گرفتم.



    طبیعی است. از وقتی خارجی وارد کشورشان شده، نقش مهاجم داشته و احتمالاً راحت نیستند با خارجی‌ها. پس بعضی از عکس‌هایتان را بدهید در همین صفحات کار کنیم. باید جذاب باشد.


    توسلی:
    حتماً. می‌دهم خودتان انتخاب کنید.



    با عوامل عراقی هم کار کردید؟


    توسلی:
    بخشی از بازیگرانمان عراقی‌اند، البته عراقی‌هایی که در زمان جنگ اخراج شده و در ایران زندگی کرده‌اند. فارسی هم بلد بودند. یکی - دو نفر از گروه تدارکاتمان هم عراقی بودند.



    خب، تجربه‌ی عصر روز دهم که تمام شد و حالا فیلم روی پرده است؛ الان دارید چه می‌کنید؟

    توسلی: دارم در فیلم جدید محمدرضا عرب بازی می‌کنم که یک کار اجتماعی است.


    هم‌بازی‌هایتان چه کسانی هستند؟


    توسلی:
    پژمان بازغی و محسن تنابنده.


    از آن دسته بازیگرانی هستید که متناسب با پیشنهادها کار می‌کنید و به این امید می‌مانید نقش خوبی نصیبتان شود یا این‌که برای خودتان برنامه‌ی بلندمدتی دارید و می‌خواهید از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگری برسید؟ از این جهت می‌پرسم که مثلاً در گفت‌وگوی قبلی با حمید فرخ‌نژاد، او می‌گفت زمانی دلش می‌خواسته سالی یک فیلم بازی کند که آن هم فیلم ویژه و باارزشی باشد، اما الان دیگر فقط منتظر است فیلم آبرومندانه‌ای به او پیشنهاد شود و دیگر از آن ایده‌آل‌ها ندارد.‌


    توسلی:
    با این حرف کاملاً موافقم. ورود من به سینما با یک فیلم تجاری خوش‌ساخت آبرومند بود: شام آخر. بعدش هم که اثیری (محمدعلی سجادی). تا رسیدم به شب‌های روشن. خب، ترجیح من این بود در فیلم‌هایی مثل شب‌های روشن بازی کنم، اما از آن به بعد خیلی از این فیلم‌های به‌اصطلاح «هنری» که بازی کردم اصلاً درنیامد یا اکران نشد، دیده نشد و بعد هم دیدم باید دو سال بیکار بمانی تا چنین فیلم‌هایی به تو پیشنهاد شود. اگر دو سال به دو سال بخواهی کار کنی که دیگر دیده نمی‌شوی. شور من و جنس علاقه‌ام به بازیگری از ده سال پیش تا الان خیلی تغییر کرده. الان اعتقادم این است که بازیگری در سینمای ایران یک جریان است که من به عنوان یک نفر اصلاً این قدرت را ندارم که بتوانم بگویم چه دلم می‌خواهد بازی کنم و چه دلم نمی‌خواهد بازی کنم. ممکن است پیشنهادهای خیلی بدی دریافت کنم که خب، نمی‌روم بازی کنم، هرچند تا الان اشتباهاتی کرده‌ام و فیلم‌های بد هم بازی کرده‌ام. تلاشم این است که در فیلم‌های آبرومند و شریف بازی کنم، ولی شرایط سینمای ما همین است که هست. واقعیت این است که من قدرت انتخاب ندارم. اگر داشتم، شاید فقط در فیلم‌هایی بازی می‌کردم که دوست داشتم و البته خیلی از آنها که دوست داشتم اصلاً به من پیشنهاد نشده!



    پس معنی‌اش این است که در یک دوره‌ای فیلمنامه‌های زیادی رد می‌کردید و حالا دیگر کمتر رد می‌کنید؟


    توسلی:
    آره، من در سال 1380سه تا فیلم بازی کردم. بعد از شب‌های روشن پیشنهادهای زیادی برای بازی در فیلم‌های تجاری داشتم. همه را رد کردم تا رسیدم به فیلم کمال تبریزی. احساس کردم باید آن را قبول کنم چون بالاخره کمال تبریزی است. ولی نقش من در گاهی به آسمان نگاه کن درنیامد. خود فیلم هم...



    درنیامد...


    توسلی: می‌توانست خیلی فیلم بهتری باشد، ولی نشد. بعدش هم یک دفعه مدل فیلم‌های دخترپسری و گیتار و این چیزها خیلی زیاد شد. کلی از اینها به من پیشنهاد شد، همه را رد کردم. تا رفتم سر فیلم جایی برای زندگی آقای بزرگ‌نیا. بعد از آن نیکی کریمی یک فیلم هنری به من پیشنهاد کرد و رفتم آن را بازی کردم. و عصر جمعه (مونا زندی)را بازی کردم که شنیده‌ام بالاخره قرار است بعد از پنج سال نمایش داده شود.



    نمایش داده نشدن عصر جمعه هم از بداقبالی شما بود، چون هم فیلم کم‌وبیش قابل قبولی است و هم نقش شما خوب درآمده.


    توسلی:
    به هر حال در این مسیر، من قدرت انتخاب نداشتم. فقط می‌توانستم فیلم‌های بد را رد کنم. ولی نمی‌توانستم بروم بگویم لطفاً فیلم‌های خوب را به من بدهید!



    شانس هم در مورد کار بازیگر نقش زیادی دارد...


    توسلی: خیلی... شانس خیلی مهم است...


    مثلاً نقشی که در گاهی به آسمان نگاه کن داشتید، قبل از فیلمبرداری انتظار زیادی در بازیگر ایجاد می‌کند، روی این حساب می‌کند که این همان نقش مارگریتا در رمان مرشد و مارگریتاست و تنها نقش زن فیلم است و جایگاه خاصی در داستان دارد و... ولی در عمل درنیامد.


    توسلی:
    نه، درنیامد.



    نمی‌دانم این خوب است یا نه، ولی به هر حال در این لحظه هانیه توسلی یک ستاره‌ی تجاری محسوب نمی‌شود. اگر همین را می‌خواسته‌اید، موفق بوده‌اید.


    توسلی:
    نه، خودم می‌دانم که الان موقعیت من این نیست که به خاطر حضورم در یک فیلم، آن فیلم بفروشد.



    اما شاید در تلویزیون بیشتر دیده شده‌اید و پیش آمده که کاملاً موقعیت یک ستاره را پیدا کنید.


    توسلی:
    خب، اصلاً اولین کار من یک سریال تلویزیونی متوسط بوده. فیلمبرداری آن سریال و شام آخر هم‌زمان بود. اما بعد از ورود به سینما دیگر درباره‌ی کار تلویزیونی وسواس پیدا کردم. هیچ‌وقت موضع این را نداشتم که دیگر سریال بازی نمی‌کنم، ولی سعی کردم انتخاب‌های خوب کنم و از آن کار اول تا الان هر دو - سه سال یک بار یک سریال بازی کرده‌ام. اولین انتخابم در دوران جدید سریال وفا بود که به خاطر ویژگی‌های کارهای قبلی خود آقای لطیفی پذیرفتم. بعد از آن هم میوه‌ی ممنوعه را بیشتر از کارهای دیگرم دوست دارم.



    بله، با میوه‌ی ممنوعه کاملاً بین توده‌ی مردم شناخته شدید.


    توسلی:
    هنوز هم فکر می‌کنم سریالی را که خوب نوشته شده باید بازی کرد. دلیلی ندارد قبول نکنم.



    پس احتمالاً پیشنهادهای تلویزیونی زیادی را هم رد کرده‌اید.


    توسلی:
    آره، خصوصاً تله‌فیلم. این پدیده‌ی تله‌فیلم ما را گرفتار کرده! شاید در یک دوره‌ای هفته‌ای دو - سه تا تله‌فیلم به من پیشنهاد می‌شد. ولی من قبول نکرده‌ام و از این به بعد هم قبول نمی‌کنم! اگر قرار باشد بازی کنم باید فیلم‌نامه‌ی واقعاً خوبی باشد.



    یعنی اصلاً با ذات تله‌فیلم مشکل دارید؟!


    توسلی:
    نه، شاید بعضی از تله‌فیلم‌ها هم خوب باشد. حتی یکی - دو نمونه‌ی خوب هم دیده‌ام. حمید نعمت‌الله یک تله‌فیلم ساخته بود که خوب بود. می‌شود در بین آنها هم کار خوب پیدا کرد. ولی به طور کلی بدبینم. چون بودجه‌های کمی دارند و باید سریع فیلمبرداری شوند، احساس می‌کنم معمولاً نمی‌توانند خوب دربیایند.



    بله، درست است، ریسک حضور در تله‌فیلم بالاست؛ احتمال خراب‌شدنش بیشتر از احتمال خوب‌درآمدنش است.


    توسلی:
    آره، ریسکش بالاست. چندان خوش‌بین نیستم.



    بعد از این ده سال، بازیگری چقدر برایتان ارضاکننده است؟ هنوز به اندازه‌ی روز اول دوستش دارید؟


    توسلی:
    از همان نوجوانی که فهمیدم دلم می‌خواهد کار هنری بکنم، به تئاتر علاقه‌مند شدم و تئاتر بود که مرا به اینجا رساند. عشق دیوانه‌واری به تئاتر داشتم و در تمام آن سال‌ها که هنوز در همدان بودم، نمایشنامه می‌خواندم، کتاب درباره‌ی تئاتر می‌خواندم، کار تئاتر می‌کردم و وارد دانشگاه شدم که ادبیات نمایشی بخوانم. بنابراین زندگی‌ام تا سال‌ها صرف تئاتر شده. الان که به کارنامه‌ام نگاه می‌کنم، از خودم راضی نیستم. اصلاً از خودم راضی نیستم. به نظرم خیلی بیشتر می‌توانستم در رشته‌ی خودم فعالیت کنم. یک چیزهایی نوشته‌ام، ولی هیچ‌وقت به طور جدی نویسنده نشدم. این یکی از دغدغه‌هایم است. کار نقاشی را هم چند سالی است شروع کرده‌ام و الان هر وقت فرصت کنم کلاس می‌روم. عکاسی هم همین‌طور. چند سالی است کار عکاسی می‌کنم، ولی ترجیح می‌دهم در فضای فعلی و موضع‌گیری‌هایی که نسبت به نمایشگاه عکاسی بازیگران وجود دارد، کارم را به نمایش نگذارم. همه‌ی این دغدغه‌ها را دارم. ولی فعلاً به عنوان بازیگر شناخته می‌شوم و ترجیح می‌دهم ادامه‌اش دهم.



    یعنی هیچ وقت پیش نیامده که بازیگری دلتان را بزند و خسته شوید و بگویید ممکن است ولش کنم؟


    توسلی:
    بازیگری کار جذابی است. مقوله‌ی درام برایم جذاب است. هیچ وقت جذابیتش را از دست نمی‌دهد. فقط ممکن است شرایط ناامیدکننده باشد.



    خب، منظورم همان شرایط است. شرایط سینمای ما ممکن است باعث شود کار بازیگری بی‌فایده به نظر برسد. چرا دوباره کار تئاتر نمی‌کنید؟


    توسلی:
    کمتر فرصتش پیش می‌آید. البته امسال با آتیلا پسیانی یک کار تئاتر داشتم؛ پروفسور بوبوس.



    آهان، یادم نبود.


    توسلی:
    تجربه‌ی خیلی خوبی بود. اگر کارِ این قدر خوبی باشد، دوست دارم کار تئاتر کنم.



    آن متن‌هایی که گفتید برای تئاتر نوشته‌اید چرا مانده و تمامشان نکرده‌اید؟


    توسلی:
    دلم می‌خواهد درباره‌ی خودم مثبت فکر کنم، ولی راستش من تنبلم!



    خب، خیلی اعتراف صادقانه‌ای بود! البته هر کدام از ما دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌هایی داریم که چون می‌گذاریمشان برای بعد، چه‌بسا تا سال‌ها معطل می‌مانند و به جایی نمی‌رسند.

    توسلی: آره، این هجوم علایق در مورد خیلی‌ها هست؛ یک‌دفعه آدم دلش می‌خواهد همه‌کاری بکند. دلت می‌خواهد بنویسی، نقاشی کنی، عکاسی کنی، طراحی لباس کنی... آن وقت به هیچ‌کدام نمی‌رسی. یک چیز را دنبال کنی شاید بهتر باشد.


    از آن بازیگرانی هستید که هوس فیلمسازی هم کرده باشید یا نه؟


    توسلی:
    نه، خدا را شکر از این یکی فارغم! فیلمسازی کار خیلی سختی است. وقتی این‌همه فیلمساز خوب داریم که کار نمی‌کنند، من چرا بیایم فیلم بسازم؟ دغدغه‌ی نوشتن بیشتر دارم تا ساختن.



    امسال یک فعالیت سینمایی دیگر شما کیفر بود که چند ماه پیش نمایش داده شد. ندیدم درباره‌ی کیفر حرفی زده باشید.


    توسلی:
    راجع به کیفر حرف نزده‌ام و نمی‌زنم!



    واقعاً؟! حالا چرا؟ مشکلی هست؟


    توسلی:
    نمی‌دانم! [مکث می‌کند.]



    با نقش خودتان مشکل دارید یا با کل فیلم؟


    توسلی:
    به طور کلی آن چیزی نشد که باید می‌شد.



    ولی خود فیلم بد نیست. شاید کاراکتری که شما بازی کردید قانع‌کننده از آب درنیامده.


    توسلی:
    شاید من انتخاب خوبی برای آن نقش نبودم.



    پس خلاصه از بازی در کیفر راضی نیستید.


    توسلی:
    نه، ‌راضی نیستم. البته راضی نبودنم تقصیر خودم است، تقصیر هیچ‌کس نیست.



    چیزی از نقش حذف شد؟ سکانسی جابه‌جا شد؟


    توسلی:
    نه، نه، یک وقت‌هایی آدم احساس می‌کند یک اتفاقی قرار است بیفتد که نمی‌افتد. به‌هرحال فیلمنامه را من خوانده بودم. همین بود که الان هست. البته یک سکانس‌هایی از نقش مهسا کم شد، تغییراتی هم انجام شد، ولی جزئی بود. من کار با حسن فتحی را دوست دارم و تجربه‌ی کار در میوه‌ی ممنوعه هم یکی از بهترین تجربیات کل زندگی‌ام است. در کیفر این اتفاق نیفتاد. حداقل برای من آن چیزی که باید می‌شد، نشد.



    ظاهراً انتخابتان در میان کارهای تلویزیونی میوه‌ی ممنوعه است. در سینما چطور؟ به کدام فیلمتان بیشتر دلبستگی دارید؟


    توسلی: شب‌های روشن. البته شاید این نظرم به دلیل نزدیکی آن شخصیت به خودم هم باشد. معلوم نیست حتماً به خاطر کیفیت فیلم باشد. شام آخر به خاطر تجربه‌ی اول بودن و این‌که همه هوایم را در پشت صحنه داشتند خیلی برایم خاطره‌انگیز است یا مثلاً کافه ستاره را خیلی دوست دارم. خیلی حال‌وهوای آن محله و کاراکتر سالومه را که دختر حیوونکی و شکننده‌ای است که زیر آن فشارها زندگی‌اش نابود می‌شود، دوست دارم. ولی حسم نسبت به شب‌های روشن متفاوت است.



    جالب است که این سه فیلمی که نام بردید تقریباً بهترین فیلم‌های سازندگانشان هم محسوب می‌شود. با عواقب اجتماعی بازیگری راحت کنار می‌آیید؟ این‌که در معابر عمومی شناخته می‌شوید و باید با مردم حرف بزنید و...


    توسلی:
    بستگی به روحیه‌ی خودم دارد. من خیلی متغیرم؛ گاهی خیلی سرحالم و حوصله‌ی معاشرت دارم و این جور وقت‌ها با همه راحت برخورد می‌کنم، ولی در بیشتر مواقع آدم منزوی و درون‌گرایی هستم. ترجیح می‌دهم معمولاً زندگی‌ام را در تنهایی بگذرانم. حوصله‌ی شلوغی ندارم. برخورد با مردم خیلی وقت‌ها هم خوب است؛ واکنش‌های جالبی دارند، نظرات درستی می‌دهند. از این جهت، بیشتر از همیشه در دوران بعد از پخش میوه‌ی ممنوعه واکنش دیدم.



    بله دیگر، احتمالاً آن نقش بیش از هر نقش دیگری شما را برای مردم تداعی می‌کند.


    توسلی:
    تا یک سال توی خیابان مرا هستی صدا می‌زدند! وقتی در آن سریال بازی می‌کنی و میلیون‌ها تماشاگر داری، برقراری ارتباط با مردم هم وظیفه‌ات می‌شود. بخشی از مسئولیت کاری‌ات می‌شود. به‌هرحال حتی اگر خسته‌ هم بشوی، وقتی امضا می‌خواهند باید امضا بدهی. فقط من یک مشکل جداگانه هم دارم؛ امضایم خیلی زشت است! همان امضای کلاس اول ابتدایی‌ام را هنوز دارم!



    پس به هر حال مشکلاتی سر این جایگاه اجتماعی دارید؟


    توسلی:
    نه، واقعاً نمی‌شود گفت مشکل دارم. این هم جزو کارمان است. اولین بار که در این موقعیت گیر کردم، موقع اولین نمایش شام آخر در اصفهان بود. کاملاً گیج شده بودم. آن‌قدر جمعیت دور ما زیاد بود و جیغ می‌زدند که حیرت کرده بودم الان باید چه کار کنم!



    محسن تنابنده می‌گفت بازیگر از یک موقعی ناچار است ترفندی برای مقابله با این هیجانات جمعیت پیدا کند و یک جور رفتار اجتماعی برای خودش درست کند تا بتواند فاصله بگیرد، و آن وقت ممکن است این ژست جدید بر شخصیتش اثر بگذارد و کم‌کم رفتار اصلی خودش را فراموش کند و آدم دیگری شود. یعنی آن نقاب اصالت پیدا کند.


    توسلی:
    نه، برای من چنین چیزهایی پیش نیامده. البته من از این جهت آدم راحتی هستم و همه‌جا میان مردم می‌روم. خرید می‌کنم، به همه‌جا سر می‌زنم و خودم را پنهان نمی‌کنم. ضمن این‌که می‌دانم من آن ستاره‌ای نیستم که تا بروم توی خیابان اتفاقی بیفتد. محمدرضا گلزار نیستم که تا بروم توی خیابان چند نفر غش کنند! خیلی وضعیت بدی نیست، جز این‌که مواقعی می‌دانی دائم زیر نگاه دیگران هستی.



    این روزها بعضی از بازیگران، از روند نزولی سینمای ایران شکایت دارند. شما هم چنین اعتقادی دارید؟


    توسلی:
    خیلی فرقی نکرده؛ همیشه این طور بوده که در هر سال تعدادی فیلم بد هست، تعدادی فیلم متوسط، چند تا فیلم خوب و یکی - دو تا عالی.



    یعنی الان هم اوضاع همین است؟


    توسلی:
    الان هم همین است با این تفاوت که یک پدیده‌ای به نام فیلم‌های سوپرمارکتی به وجود آمده که وقتی می‌روی عناوینشان را می‌بینی، از همان اسمشان خجالت می‌کشی. همان اسمش دارد فریاد می‌کشد آهای مردم، من یک فیلم درپیت هستم! همه‌جا پر شده از اینها. یک زمانی سالی پنج تا از اینها ساخته می‌شد، الان پنجاه تا. اما در همین یکی - دو سال اخیر فیلم خوب هم دیده‌ایم. نسلی از کارگردان‌های جوان آمده‌اند و فیلم‌های خوبی می‌سازند.



    مثلاً چه فیلم‌هایی؟


    توسلی:
    مثلاً هیچ عبدالرضا کاهانی. یا پرسه در مه بهرام توکلی. یا دو فیلم محسن امیریوسفی. حضور این جنس فیلم‌ها در کنار این فیلم‌های سوپرمارکتی کمی غم‌انگیز است.



    البته مسئله‌ی عرضه‌ی فیلم در سوپرمارکت‌ها مدافعانی دارد و می‌گویند به‌هرحال این یک امکان جدید است.


    توسلی:
    یک امکان عرضه است، ولی دلیل نمی‌شود هر چیزی را در آنجا بفروشند. بله، من فیلم صداها را از همین سوپرمارکت‌ها خریدم و دوباره دیدم. ولی خیلی از فیلم‌هایی که عرضه می‌شود اصلاً اسمشان خجالت‌آور است.



    با تو انگار تو بهشتم

  15. 2 کاربر از پست مفید Reza سپاس کرده اند .

    Aminmeshki (۰۱-۱۳۹۰-۰۲),Aznasleaftab (۰۱-۱۳۹۰-۰۵)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •