*** به آبـي دلان خـوش آمديـد ***

صفحه 1 از 16 123411 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 157

موضوع: اخبار سینمای ایران

  1. #1

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.78
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    Icon1 اخبار سینمای ایران

    تو این تاپیک اخبار کوتاه و بلند سینمای ایران بهش پرداخته میشه
    هرکس هرچی خبر روز داره دیگه بذاره



    با تو انگار تو بهشتم

  2. 3 کاربر از پست مفید Reza سپاس کرده اند .

    EL KING CR7 (۱۱-۱۳۹۱-۱۲),fahime_ss (۱۰-۱۳۸۹-۰۹),Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵)

  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    سن
    2010
    نوشته ها
    Many
     

  4. #2

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.78
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض تدوين تازه ترين فيلم عبدالرضا كاهاني در حال پايان است

    کارگردان فیلم سینمایی "اسب حیوان نجیبی است" گفت: فیلمبرداری این اثر صبح دیروز به اتمام رسید و شیما منفرد تاکنون 70 درصد از تدوین این اثر را به اتمام رسانده است. عبدالرضا کاهانی کارگردان این گفت: فیلمبرداری این فیلم صبح شنبه 20 آذرماه در تهران به اتمام رسید و تدوین این اثر همزمان با فیلمبرداری توسط شیما منفرد آغاز شد که تاکنون 70 درصدآن به اتمام رسیده است.

    کل داستان آخرین ساخته‌ کاهانی که مراحل پیش‌تولید و فیلمبرداری‌اش در سکوت خبری انجام شد، در طول یک شب اتفاق می‌افتد و داستان چند نفر در شبی است که ناخواسته با هم همراه می شوند.

    عوامل اصلی "اسب حیوان نجیبی است" عبارتند از: نویسنده و کارگردان: عبدالرضا کاهانی، مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت، صدابردار: جهانگیر میرشکاری، طراح چهره‌پردازی: نوید فرح‌مرزی، طراح لباس: فرحناز نادری، طراح صحنه: عبدالرضا کاهانی، مدیر تولید: طهورا ابوالقاسمی، جانشین تولید: سمیرا علایی، مدیر تدارکات: کاظم نامنی، برنامه‌ریز: مهران احمدی، دستیار اول کارگردان: سهیل بیرقی، دستیار اول فیلمبردار: ابراهیم اشرفی، دستیار اول صدابردار: مهدی ابراهیم‌زاده، عکاس: بهرنگ دزفولی‌زاده، تهیه‌کننده: سلیمان علی‌محمد.

    و بازیگرانی چون: رضا عطاران، حبیب رضایی، پارسا پیروزفر، مهتاب کرامتی، کارن همایونفر، باران کوثری، مهران احمدی ،بابک حمیدیان، ماهایا پطروسیان، اشکان خطیبی، پانته‌آ بهرام، احمد مهرانفر، مانی باغبانی و... در آن بازی می کنند.

    کاهانی پیش از این فیلم‌های "آدم"، "آنجا"، "بیست" و "هیچ" را ساخته است.













    با تو انگار تو بهشتم
    ویرایش توسط Reza : ۰۹-۱۳۸۹-۲۳ در ساعت ۲۲:۵۴

  5. 2 کاربر از پست مفید Reza سپاس کرده اند .

    SHAHIN (۱۰-۱۳۸۹-۰۹),Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵)

  6. #3

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.78
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض نگاهي به فيلم «لطفاً مزاحم نشويد» ساخته محسن عبدالوهاب

    اگر بپذیریم که سینما در قدم نخست آیینه تمام نمای جامعه است و در پیوندی ناگسستنی با دیگر نهادهای اجتماعی قرار دارد، پس طبیعی است که فیلم‌های اجتماعی و به تبع آن فیلمسازهای اجتماعی زیر ذره بین بیشتری قرار گیرند. محسن عبدالوهاب بعد از دو تجربه مشترک با رخشان بنی اعتماد در «گیلانه» و «خون‌بازی» و ساخت چندین فیلم مستند، نخستین تجربه مستقل خود را روانه پرده سینماها کرده است. «لطفا مزاحم نشوید» چه به لحاظ مضمون و محتوا و چه از نظر ساختار کاری درخور اعتناست که اگر چه کاستی هایی در آن وجود دارد، اما در مقایسه با کل اثر به چشم نمی آیند. فیلم متشکل از سه اپیزود و سه داستان مختلف است که همه به شکلی در بطن زندگی روزمره به یکدیگر پیوند می خورند.
    1
    اپیزود اول داستان زن و شوهری را روایت می کند که نارضایتی زن از موقعیت اجتماعی شوهرش، زندگی را تا مرز از هم پاشیدگی برده است. بهرام با بازی افشین هاشمی گویی تصویرگر انسانهایی است که ضرورتهای مادی و غیر مادی زندگی امروزه در کلانشهری مثل تهران آنها را هر چه بیشتر به سمت روابط تصنعی با خود و خانواده و افراد جامعه سوق می دهد. صحنه حفظ کردن مونولوگ های مجری را به یاد بیاورید که نشان از عمق بی اعتقادی و بی ایمانی او به حرفهای خودش است. و اما نکته منفی و آزاردهنده این اپیزود بازی افشین هاشمی است که بسیار بی مزه از آب در آمده و در واقع باید گفت نیازی به این همه تلاش بی جهت نبوده و ای کاش بازی جدی تری را شاهد بودیم.

    2
    اپیزود دوم روایتگر روحانی است که کیف پولش دزدیده شده، این اپیزود با بازی خوب هدایت هاشمی که به گفته خودش بعد از صحبتهای مکرر با محضرداران چندی و نیز مشاهده ی روحانیون به این درک از لباس و موقعیت آنها رسیده است تصویری واقعی از این قشر ارائه کرده. این روحانی نه برج عاج نشین است و نه خط و ربطی با حکومت دارد، انسانی است شبیه دیگر افراد جامعه با اعتقاداتی مخصوص به خود. در فیلم صحنه ای هست که روحانی هنگام دادن کرایه تاکسی قفل کیف خود را باز می کند، این قفل و مکث کارگردان که بی جهت هم نبوده نشان از بی اعتمادی او به افراد جامعه اش دارد که درست چند لحظه قبل آنها را برادر دینی خطاب کرده. پسر جوان و زنی که در محضر برای صیغه مراجعه کرده اند نشانگر عمق شکاف و مشکلات اجتماعی هستند که اتفاقا روحانی بی توجه از کنار آنها می گذرد و آنها را به نوعی از سر خود باز می کند. روحانی که قرار است به عنوان مصلح اجتماعی دردی دوا کند، خود دست به گریبان عوارض فقر جاری در اجتماع است که این دقیقا همان نکته نغزی است که عبدالوهاب به هوشمندی مطرح کرده است.

    3
    و اما اپیزود سوم که از دید نگارنده قویترین اپیزود فیلم هم هست با بازی درخشان حامد بهداد و شیرین یزدان بخش رنگ و بویی دیگر گرفته است. شیرین یزدان بخش که این فیلم سیمرغ بازیگر مکمل را برایش به ارمغان آورد نقش پیرزنی را ایفا می کند که انگار ادامه دهنده ی خط داستانی اپیزود اول و دوم است. به عبارتی دیگر، جامعه ای که در اپیزود اول آنطور ترسیم شده به تنهایی و ناتوانی از برقراری ارتباط در اپیزود سوم دچار می شود که انتخاب لوکیشن بسته ی خانه هم از این جهت صورت گرفته است. جامعه ای که افراد با یکدیگر با بی اعتمادی هر چه تمامتر ارتباط برقرار می کنند و حتی گاهی از برقراری این ارتباط ناتوان هستند.
    یکی از موضوعات کلیشه ای این چند سال سینمای ایران، پرداختن به موضوع اعتیاد بوده که جز در مواردی انگشت شمار هیچ کدام یا تصویر درستی ارائه نداده و یا از فرط سفارشی بودن ایده و اجرا هر دو هرز رفته بودند. در لطفا مزاحم نشوید به زیباترین شکل ممکن به موضوع اعتیاد پرداخته شده که نمونه خوبی برای فیلمسازهای اجتماعی است. روایت تعمیرکار از زندگی خودش که نشانگر عمق تنهایی و فقری است که او با آن دست به گریبان می باشد از لحظه های زیبا و به یادماندنی فیلم می باشد.

    ***
    لطفا مزاحم نشوید که لحن مستندگونه ای دارد علی رغم ظاهر ساده خود، لایه های پنهان جامعه شناختی و روانشناختی را داراست. کارگردان اثر با میزانسن بندی های دقیق درکی درست به تماشاگر می دهد. همین توضیحات کافیست که بی صبرانه ساخت دومین اثر محسن عبدالوهاب را به انتظار بنشینیم.



    با تو انگار تو بهشتم

  7. کاربر روبرو از پست مفید Reza سپاس کرده است .

    Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵)

  8. #4

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.78
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض يادداشت پر احساس و تلخ مهران مديري درباره زنده‌ياد خسرو شكيبايي

    مهران مدیری در یادداشتی که در کتاب مرحوم خسرو شکیبایی منتشر شده به تمجید از مرحوم شکیبایی پرداخته است . مدیری دراین یادداشت نوشته است : از روزي كه او را شناختم و از اولين باري كه او را ديدم ، حالش خوب نبود . اصولا هيچ وقت حالش خوب نبود . منظورم بدحالي جسماني اش نيست . احساس خوشبختي دروني نداشت . از آن آدم هاي غمگيني بود كه ذاتا اندوه را در خود داشت . اين در صدايش بود . در لحن گفتارش بود ، در چشمانش بود و در حركت دستانش . شايد با همين اندوه درون ، احساس شادي داشت و با همين دلمشغولي هاي درون ، خودش را زنده نگه مي داشت . دوست داشت تنها باشد . دوست داشت خلوت باشد . ديگران را به خود راه نمي داد . هرگز نفهميدم چه چيزي خوشحالش مي كند و چه زماني حالش خوب است .
    براي بازي در پاورچين به او تلفن زدم . رفتم خانه اش و نشستيم به درد دل . در همه جاي خانه بود . مجسمه اش ، عكس هايش ، نقاشي هايي كه از چهره او كشيده بودند ، جوايزي كه گرفته بود . تصوير آدم هاي مهمي كه با او كار كرده بودند . و نقطه درخشان كارنامه اش ، هامون . همه جا پر از او بود و او غمگين ، مثل كودكي بود كه توسط خداوند تنبيه شده باشد . يك بغض نهفته كه در گلوي او بود و نمي دانم چرا . گفت كه مي آيد و در پاورچين بازي مي كند . فردا به محل فيلمبرداري ما آمد و حرف زديم . مي دانستم كه نمي آيد . حوصله نداشت ، حقيقت را نمي گفت كه دل مرا نشكند . حوصله نداشت و رفت . چند سال گذشت . براي بازي در مرد هزار چهره به او تلفن زدم و در يك روز برفي دوباره به محل فيلمبرداري ما آمد . غمگين تر ، شكسته تر و بي حوصله تر .

    مدیری در ادامه یادداشت خود نوشته است : باز هم مي دانستم كه نمي آيد . با هم حرف زديم . حوصله نداشت . باز هم نمي خواست كه دل مرا بشكند . بهانه آورد و باز هم حوصله نداشت و رفت . نزديك درب خروجي برگشت ، مرا بوسيد و گفت : من هميشه يك بازي به تو بدهكارم ، و رفت ، براي هميشه رفت . روزي كه براي خاكسپاري رفتم ، و هزاران نفر آمده بودند تا اين پيكر غمگين را به خاك بسپارند و مردم فراواني كه دوستش داشتند و مي گريستند . و مردم فراوان ديگري كه آمده بودند با هنرمندان مورد علاقه شان عكس بگيرند و عده فراوان هنرمنداني كه سعي داشتند به ديگران بفهمانند كه ما بيشتر از شما با ايشان دوست بوديم ، و در اين هياهوي عظيم ، آخرين جمله او را دوباره شنيدم كه مي گفت : من هميشه يك بازي به تو بدهكارم ......... مطمئنم در بهشت ، روزي با او كار خواهم كرد . احتمالا در يك تئاتر مشترك كه آنجا ديگر ، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگين نيست .

    به نقل از کتاب خسرو شکیبایی . به كوشش الهام قره‌خانی




    با تو انگار تو بهشتم

  9. 2 کاربر از پست مفید Reza سپاس کرده اند .

    fahime_ss (۱۰-۱۳۸۹-۰۹),Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵)

  10. #5

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.78
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض نگاهي به فيلم «نخودي» ساخته جلال فاطمي

    اكران فيلمي از ژانر كودك در وضعيت كنوني سينماي ما واقعا جاي شكرگزاري و قدرداني دارد. خوشبختانه آمار و ارقام هم تا حدودي از استقبال مردم و جا افتادن فيلم در هفته‌هاي اخير خبر مي‌دهد. اما چرا موفقيت‌هاي خيره‌كننده فيلم‌هاي كودكانه‌اي مانند «كلاه‌قرمزي و پسرخاله» و «شهر موش‌ها» تكرارنشدني به نظر مي‌رسد. مهم‌ترين دليل موفقيت آن فيلم‌ها محبوبيت بي‌حدو‌حصر مجموعه‌ برنامه‌هاي تلويزيوني «كلاه‌قرمزي» و «شهر موش‌ها» بود. اما اين‌كه چرا حالا از شخصيت‌ها و عروسك‌هاي محبوبي مانند پنگول و خاله نرگس فيلمي ساخته و اكران نمي‌شود بحث ديگري است كه در اين مقال و مجال نمي‌گنجد.
    فقط براي اطلاع بگويم كه «كلاه‌قرمزي و پسرخاله» در سال 1373 با بليت 80 توماني به فروش 171 ميليون تومان در تهران (بعد از تقريبا سه ماه نمايش) دست يافت. يعني چيزي بيش از 2 ميليون تماشاگر داشت كه با نرخ بليت 3 هزار توماني مي‌شود فروشي معادل 5/6 ميليارد تومان فقط در تهران. حالا بهتر است فارغ از اين حرف‌هاي حاشيه‌اي (كه طبيعتا سر جاي خودشان اهميت دارند) به خود فيلم بپردازيم و ارزش آن را بسنجيم.
    «نخودي» فقط در ظاهر يك فيلم كودكانه است چون شخصيت اصلي آن مردي با نام سينا بزرگي است كه براي بچه‌ها كار مي‌كند. بچه‌ها در فيلم حضوري ندارند و پسربچه سينا هم چندان كاري انجام نمي‌دهد. آيا لازم است كه بگوييم حضور كودكان، شخصيت‌هاي كارتوني يا عروسكي در فيلم‌هاي اين ژانر ضروري است؛ يا اين سوال را مطرح كنيم كه در كدام فيلم موفق ژانر كودكان (ايراني و خارجي) بزرگ‌ترها چنين حضوري داشته‌اند؟ فيلم به جاي اين‌كه وارد دنياي كودكان شود پا به دنياي مردي مي‌گذارد كه نمي‌تواند در جامعه امروز دغدغه‌هاي هنري خود را دنبال كند. با چنين طرح داستاني از همين ابتدا به نظر مي‌رسد كه كارگردان فيلم شخصيتي درباره وضعيت خودش در جامعه امروز ساخته است. واقعاً هم همين‌طور است چون در ادامه بيانيه‌هاي انتقادي مختلفي صادر مي‌شود و حرف‌هاي قلنبه‌سلنبه زيادي زده مي‌شود كه جايي در دنياي بچه‌ها ندارد (جالب است كه در فصل پاياني حتي پاي نخودي ساخت چين هم به ميان مي‌آيد). در شروع و پايان فيلم دو نمايش عروسكي با شخصيت نخودي ديده مي‌شود كه به راحتي كودكان كم سن‌وسال را جذب مي‌كند ولي در ادامه سينا را مي‌بينيم كه با تحقير شدن به مرض «خودنخودبيني» دچار مي‌شود و كوچك و كوچك‌تر مي‌شود. او در قامت يك عروسك ابتدا لباس‌هاي زورو را مي‌پوشد و سپس لباس‌هايي مانند شازده كوچولو بر تن مي‌كند و راهي سفري مي‌شود كه عناصر اصلي‌اش برگرفته از فيلم‌ها و انيميشن‌هاي محبوب غربي است. از جمله رانندگي با ماشين اسباب‌بازي كه از فيلم‌هاي «استوارت ليتل» (كه در خود فيلم هم قسمت‌هايي از آن را مي‌بينيم) گرفته شده و پرواز ماشين با بادكنك‌هاي رنگي كه انيميشن موفق و محبوب «بالا» را به ياد مي‌آورد.
    «نخودي» ويژگي‌هاي مثبتي هم دارد. از جمله انتخاب خوب صابر ابر، رعنا آزادي‌ور و نقش‌هاي مكمل، لوكيشن‌ و فضاهاي مناسب (در عمده موارد) و جلوه‌هاي ويژه خوب فيلم كه با دقت و حوصله كافي به خلق فضاي لازم براي داستان و باوراندن ايده فانتزي فيلم كمك كرده است. بعد از مدت‌ها نماينده‌اي از ژانر كودك به سينماها راه يافت ولي افسوس كه دغدغه زدن حرف‌هاي‌ دل‌مان حتي در فيلمي كودكانه هم خودنمايي مي‌كند و باعث از دست رفتن پتانسيل اثر مي‌شود.



    با تو انگار تو بهشتم

  11. کاربر روبرو از پست مفید Reza سپاس کرده است .

    Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵)

  12. #6

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.78
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض چرا «قهوه تلخ» موفق نیست؟

    در قهوه‌ی تلخ مورخ تنها یک بار فنجان قهوه‌ای را به امید بازگشت به زمان حال می‌نوشد و دیگر شاهد هیچ اقدامی از او در این جهت نیستیم. از سوی دیگر دلیل تلاش او برای تغییر تاریخ مبهم است. درباریانی که او در بین آنهاست تا مغز استخوان فاسدند و پادشاهشان ابله و بی‌کفایت است و هیچ معلوم نیست که او چرا آنها را به آغامحمدخان قاجار که دست‌کم پادشاهی باکفایت است، ترجیح می‌دهد

    قهوه‌ی تلخ پدیده‌ی امسال شبکه‌ی ویدئویی و پرفروش‌ترین محصول فرهنگی سوپرمار‌کت‌های کشور است. سریالی که پیش از عرضه‌اش طرفداران زیادی پیدا کرد و صفحات ویژه در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی برای حمایت از آن و کارگردانش تشکیل شد. حالا هم که با استقبال خوبی مواجه شده و طرفداران خاص خودش را دارد. بااین‌همه معتقدم که استقبال از این سریال برخلاف توفیق دیرپای پاورچین و شب‌های برره موسمی است و در گذر زمان و کمرنگ‌شدن حواشی، ضعف‌های داستانی و ساختاری آن بیشتر نمود پیدا می‌کنند. با توجه به معرفی این سریال از سوی یکی از فیلمنامه‌نویسانش به عنوان طنزی فاخر، شریف و ماندگار، بد نیست اشاره‌ی کوتاهی به تفاوت طنز و کمدی داشته باشیم.

    داستان در اثر طنز خیلی جدی روایت می‌شود، گوینده و نویسنده طوری وانمود می‌کند که گویی هیچ‌چیز غریب و بامزه‌ای در داستانی که می‌گوید وجود ندارد. از نمونه‌های آثار طنز در حوزه‌ی ادبیات می‌توان به دن‌کیشوت سروانتس و کاندید ولتر و در عرصه‌ی سینما به فارگو (برادران کوئن) و پالپ‌فیکشن (تارانتینو) اشاره کرد. اما در یک اثر کمدی با حکایت دیگری سروکار داریم. از آنجا که در کمدی یا فکاهه هدف اصلی خنداندن است وضعیت کمدی‌نویس یا کمدی‌ساز درست مثل کسی است که برای شما جوک تعریف می‌کند: او معمولا قبل از شروع حکایت به شما می‌گوید که این بامزه‌ترین چیزی است که در عمرش شنیده و مدام در حال تعریف‌کردن آن می‌خندد و احتمالا بیشتر از سایرین به چیزی که تعریف می‌کند می‌خندد. گاهی اوقات وقتی می‌بیند قسمتی از ماجرا با استقبال حضار مواجه شده با تأکید و اغراق بیشتری آن قسمت را تعریف می‌کند.

    طنز یک اثر هنری است؛ یک اثر عالی و ظریف هنری. طنزنویس با کلمات همان کاری را می‌کند که موسیقی‌دان با نت و نقاش با رنگ انجام می‌دهد. تنها هنرمند می‌تواند اثر طنز خلق کند. در سوی دیگر کمدی یک فن است. فن استفاده‌ی بجا از لهجه، تکیه‌کلام‌های تکرارشونده، شوخی با مضامین روز، میمیک‌های مضحک چهره و حرکات فیزیکی اغراق‌شده در جهت خنداندن بیشتر مخاطب. زیربنای اثر طنز یک جهان‌بینی خاص است و با توجه به خاستگاه فلسفی طنز، انگیزش تفکر ـ تفکر توأم با تبسم ـ هدف اصلی آن است. کمدی در عالی‌ترین شکل خود ـ مانند نمایشنامه‌ی خسیس مولیر یا کمدی‌های شکسپیر ـ در سطح حرکت می‌کند و در نهایت تنها نقدی عامه‌پسند است بر خصوصیات ناپسند افراد و رسوم غلط یک جامعه. فرق تأثیر طنز و کمدی بر مخاطب مثل تفاوت رضایت و لذت است. عنصری از تفکر در رضایت مستور است که در لذت نیست.

    فیلمنامه‌نویسان قهوه‌ی تلخ به سبک پیمان قاسم‌خانی در نگارش این سریال از شیوه‌ی او یعنی وام‌گیری سوژه‌ی اصلی از اثری دیگر (بدون ذکر نام اثر) استفاده کرده‌اند. شروع قهوه‌ی تلخ و رمان ماشاء‌الله‌خان در بارگاه هارون‌الرشید تقریبا یکسان است. در آن رمان، یک کارمند بانک که به تاریخ و به‌خصوص دوره‌ی حکومت هارون‌الرشید علاقه دارد با کمک یک مرتاض رمال به آن زمان سفر می‌کند و در بدو ورود دستگیر و محکوم به قطع سر با تیغ جلاد می‌شود. در قهوه‌ی تلخ یک استاد تاریخ که در مورد وقایع فاصله‌ی زمانی بین سقوط سلسله‌ی زندیه و به‌قدرت‌رسیدن آغامحمدخان قاجار تحقیق می‌کند پس از آشنایی با یک فالگیر و نوشیدن یک فنجان قهوه، در زمان سفر می‌کند و در بدو ورود، دستگیر و محکوم به قطع سر با تیغ جلاد می‌شود.

    در کمدی‌های سفر در زمان که نمونه‌ی کلاسیکش یک یانکی در بارگاه آرتورشاه مارک تواین است و نمونه‌ی دم‌دستش همان کتاب ماشاءالله‌خان است، جنبه‌ی کمیک و جذاب داستان بر اساس تضاد فرد سفرکرده در زمان - چه از لحاظ گفتاری و چه رفتاری- با افراد دوران قدیم است. به بیان دیگر این تضاد و تناقض است که لحظات کمدی کار را شکل می‌دهد. تأثیر‌پذیری شدید نویسندگان سریال از شب‌های برره باعث شده که آنها از این نکته‌ی ظریف غافل باشند: در حالی که در شب‌های برره با دیستوپیا (خراب‌آباد)ی معاصر شخصیت اصلی سروکار داریم، در قهوه‌ی تلخ داستان در دیستوپیایی می‌گذرد که از لحاظ زمانی دویست سال با جامعه‌ی شخصیت اصلی فاصله دارد.

    شخصیت‌های دربار نه‌تنها به سبک زمان معاصر صحبت می‌کنند بلکه از اصطلاحات کوچه و خیابان مانند «بروبچس»، «عددی نیستی» و «سه‌کردن» استفاده می‌کنند و در جایی پادشاه در مورد دلیل سریع برگشتنش از سن‌پترزبورگ توضیح می‌دهد: «به درشکه‌چی گفتیم گازش رو بگیره» (توجه داشته باشید که جنس کمدی غالب قهوه‌ی تلخ فانتزی است نه ابزورد). در حقیقت ناخودآگاه برای بیننده این ذهنیت ایجاد می‌شود که این اشخاص نقش افرادی را که در قدیم زندگی می‌کنند، بازی می‌کنند و خود به‌نوعی مسافر زمان هستند. ایراد دیگر داستان مربوط به کنش‌های مورخ است، در چنین داستان‌هایی معمولا فرد در بدو ورود سعی می‌کند به هر طریقی شده به زمان حال برگردد اما در اواسط کار به‌خاطر ایجاد یک ارتباط عشقی و یا پی‌بردن به نیکی مردمی که به میان آنها سفر کرده، تصمیم می‌گیرد سیر وقایع را تغییر دهد.


    در قهوه‌ی تلخ مورخ تنها یک بار فنجان قهوه‌ای را به امید بازگشت به زمان حال می‌نوشد و دیگر شاهد هیچ اقدامی از او در این جهت نیستیم. از سوی دیگر دلیل تلاش او برای تغییر تاریخ مبهم است. درباریانی که او در بین آنهاست تا مغز استخوان فاسدند و پادشاهشان ابله و بی‌کفایت است و هیچ معلوم نیست که او چرا آنها را به آغامحمدخان قاجار که دست‌کم پادشاهی باکفایت است، ترجیح می‌دهد. شاید پاسخ داده شود که او می‌خواهد با تغییر تاریخ در زمان حال برای خود اسم‌و‌رسمی کسب کند اما این دلیل تنها زمانی منطقی جلوه می‌کند که او شیوه‌ی مناسب و مطمئنی برای بازگشت به زمان حال پیدا کرده باشد که چنین چیزی را در سریال نمی‌بینیم.


    مشکل دیگر کار به ساختار آن بازمی‌گردد در قهوه‌ی تلخ با ساختار یک داستان دنباله‌دار مواجه نیستیم. شما می‌توانید مثلا بدون دیدن قسمت هفتم و هشتم، قسمت نهم را ببینید و چیزی را نیز از دست ندهید. در سریالی با داستانی دنباله‌دار شاهد یک خط داستانی اصلی و چند داستان فرعی هستیم ـ سریال 24 که تقریبا هم‌زمان با این سریال در سوپرمارکت‌ها عرضه شده یک نمونه‌ی درخشان از این الگوی معمول است ـ اما در قهوه‌ی تلخ داستان ممتدی در کار نیست. شخصیت اول داستان همانند قهرمان روزنامه‌نگار شب‌های برره در وضعیتی گرفتار شده و داستان به شکل اپیزودیک و با روایتی ایستا ماجراهای تکرارشونده‌ی جدل‌های کلامی پادشاه زورگو، زنان ابله حرم‌سرا و درباریان سالوس را روایت می‌کند.


    نکته‌ی دیگر عدم شخصیت‌پردازی در قهوه‌ی تلخ است. سیامک انصاری دقیقا نقشش در برره را تکرار می‌کند. به‌جای این‌که روزنامه‌نگار باشد، مورخ است. اما تمام کنش‌هایش، اعتراض‌هایش و حتی چشم‌گرد‌کردن‌هایش در مواجهه با بلاهت اهالی دربار جهانگیرشاه مشابه رفتار و گفتارش در آن سریال است. سایر افراد حاضر در سریال صرفا تیپ هستند: پادشاه زورگوی خوش‌گذران سبک‌مغز، درباریان چاپلوس پول‌پرست و زنان ابله وراج سیاس که در این سال‌ها در ده‌ها فیلم و سریال تاریخی به همین سبک‌و‌سیاق شاهد حضورشان بوده‌ایم.



    با تو انگار تو بهشتم

  13. کاربر روبرو از پست مفید Reza سپاس کرده است .

    Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵)

  14. #7

    آخرین بازدید
    ۰۸-۱۳۹۷-۱۱ [ ۱۰:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۶-۱۱
    محل سکونت
    بهشهر
    سن
    30
    شماره عضویت
    7491
    عنوان کاربر
    مدیر بخش فوتبال خارجی - متعصب ترین کاربر آبی دلان از دید کاربران در "انتخابات سالانه برترین های آبی دلان در سال 93"
    بازیکن محبوب
    مجتبی جباری
    مربی محبوب
    ناصرخان-منصورخان-امیرخان
    میانگین پست در روز
    2.78
    نوشته ها
    9,524
    سپاس ها
    18,025
    سپاس شده 43,693 در 8,478 پست

    ویترین امتیازات

    پیش فرض حميد فرخ‌نژاد با صراحت از بازيگري، وضعيت سينماي ايران و حواشي سيمرغ بازيگري سال گذشته گفت

    نشریه سینمایی «24» در شماره آذر ماه خود، گفت‌وگویی با حمید فرخ‌نژاد بازیگر سینما و تلویزیون انجام داده که بخش‌هایی از آن در ادامه می‌آید. او در اين گفت‌گو درباره مسير كارش، شرايط سينماي ايران و حواشي سيمرغ بازيگري جشنواره سال گذشته حرف زده است.

    - من نمی‌خواستم بازیگر شوم و نمی‌خواهم بازیگر بمانم. فعلاً بازیگر شده‌ام و در این حرفه جا افتاده‌ام، اما ترجیحم این نبود. ماجرا هم این بود که اولین فیلمی که ساختم دیده نشد، اما اولین بازی‌ام دیده شد.

    - برای موقعیت‌های مختلف این سال‌ها فیلمنامه داشته‌ام، طرح و ایده داشته‌ام، به همین دلیل نخواسته‌ام به فیلم‌ ساختن در هر شرایط تن بدهم. خواسته‌ام طرح خودم را بسازم، اما دیده‌ام که نگاه خوبی به کسی که فیلم اولش مشکل ممیزی پیدا کرده وجود ندارد. برای ساختن فیلم دوم ناچار بوده‌ام فیلمی را بسازم که در واقع مال یکی دیگر است و باید از خیلی چیزها عدول می‌کردم تا ساخته شود.

    - می‌توانم بگویم سینمای امروز ایران در یک جور خلأ به سر می‌برد. ببین، سینمای ما دولتی است، بنابراین تعیین مسیرهای آن در جایی خارج از حوزه سینما اتفاق می‌افتد. یعنی چون این سینما وابسته به دولت است، می‌آیند به ما می‌گویند روی فلان بحث متمرکز شوید، ما الان از این نوع کار حمایت می‌کنیم. قاطبه‌ سینما حرکت می‌کنند به همان طرف. خواسته‌های مردم عادی از سینمای تجاری هم که مشخص است و همیشه ثابت است.

    - ما در سینمای بعد از انقلاب، یک دوره سینمای دهه‌ شصت را داریم در سال‌های جنگ و موقعیتی که فضای پرشور آن سال‌ها و جو تبلیغاتی حاکم ایجاب می‌کرد نوع خاصی از سینما را داشته باشیم. از سینمای ایران توقع می‌رفت فیلم‌هایی عرضه کند که شور دفاع و مقاومت را در جوانان برانگیزد. بخش عمده‌ای از فیلم‌های آن سال‌های ما جنگی بودند. جنگ تمام شد و دوران دهه‌ هفتاد رسید. نوع فیلم‌ها و بازیگران و فیلمسازان تغییر کرد. عده‌ای از سینماگران سابق اصلاً به‌کلی حذف شدند.

    - علاوه بر فیلمساز ، بازیگر هم داریم که کاملاً حذف شده. بازیگرانی که الان اصلاً نیستند. در دوره‌ جدید، سیاست‌های فرهنگی تغییر کرد و می‌بینی فیلم‌ها و سریال‌های طنز در تلویزیون و سینما تولید می‌شود و ظاهراً قرار است مردم شاد شوند. نطفه‌ گروه‌هایی مثل «ساعت خوش» در همان سال‌ها بسته شد. قرار بود جامعه‌ جنگ‌زده‌ ما حالا شاد شود. این وضعیت جلو آمد تا رسید به دوران دوم خرداد و نوع دیگری از فعالیت‌های فرهنگی. حالا موج جوان‌گرایی کشور را فرا‌می‌گیرد و در سینما هم این فضا دیده می‌شود. فیلم‌های جوانانه و به اصطلاح دختر‌پسری زیاد می‌شود.

    - متأسفانه سینمای ما به‌شدت قائم به اشخاص است. من درباره‌ فضای عمومی جامعه حرف زدم. وقتی ماحصل جوان‌گرایی بشود فلان فیلم و ماحصل تلاش برای شاد ‌کردن مردم بشود بهمان فیلم، خب آن وقت سیر عمومی جامعه ربطی به کیفیت فیلم‌ها نخواهد داشت. اینها نشانه‌ بلوغ نیست. نشانه غلبه‌ جریانی است که پشتوانه‌ فکری ندارد. در همان دوران دوم خرداد، بعضی فیلمفارسی‌سازها هم به این نتیجه رسیده بودند که نان توی حرف سیاسی زدن است، در نتیجه بازیگران را می‌نشاندند رو به دوربین تا دری‌وری‌های سیاسی بگویند. حرف‌های گنده‌گنده بدون پشتوانه تفکر و سواد سیاسی. تماشاگر هم خوش‌اش می‌آمد.

    - متأسفانه ما در مملکتی داریم زندگی می‌کنیم که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمایش «اخراجی‌ها» است. این جای سرافکندگی دارد. فعلاً کاری به بد و خوب «اخراجی‌ها» ندارم و نمی‌خواهم تحلیلش کنم، ولی ملتی با این پیشینه و سابقه‌ فرهنگی، نباید «اخراجی‌ها» پرفروش‌ترین فیلم تاریخش باشد. برای ما کم است. «اخراجی‌ها» برای مملکتی با این پشتوانه‌ تاریخی کم است. «اخراجی‌ها» نباید به شناسنامه‌ سینمای این ملت تبدیل شود.

    - ایراد ما این است که هر مدیری که می‌آید همه‌ تاریخ قبل از خودش را اصلاً انکار می‌کند. بی‌اعتنایی نه، اصلاً انکار. یعنی یک کرونومتر دستش می‌گیرد و می‌گوید تاریخ از این مقطعی که من آمده‌ام شروع می‌شود. از همین‌جا. در مدیریت فرهنگی مکمل هم نیستیم. هیچ مدیری از تجربه‌های مدیر قبلی عبرت نمی‌گیرد. تازه در سال‌های اخیر جریاناتی به قدرت رسیده‌اند که اصلاً در تناقض با هم هستند و این باعث شده موقعیت پیچیده‌تر هم بشود. منکر همدیگر می‌شوند. بنابراین آزمون و خطاها را از اول شروع می‌کنند. ما هنوز درباره چیزهایی بحث می‌کنیم که بعد از سی سال نباید حل‌نشده باقی مانده باشند. علتش این است که سر بسیاری از مفاهیم به زبان مشترک نرسیده‌ایم. به همین دلیل چیزی که تو گفتی غیرقابل انکار است؛ ما مدیری داشته‌ایم به نام آقای سید محمد بهشتی که اوج سینمای بعد از انقلاب ما را رقم زده.

    - خیلی از اوقات جلوی یک جریان خوب فرهنگی گرفته می‌شود به این دلیل که مدیر بالادست می‌گوید چرا این اتفاق خوب به نام من ثبت نشود و به نام آن ‌یکی ثبت شود. این نوع نگاه‌هاست که ظرفیت‌های فرهنگی ما را تلف می‌کند. وضعیت امروز سینمای ما این است؛ ایده‌ای برای هدایت سینما نداریم. دیگر فیلم جدی ساخته نمی‌شود. فیلمی نداریم که منتقد باشد. شاید از نظر مدیران امروز، بعضی از فیلمسازان ما روباه باشند. اما می‌خواهم بگویم وقتی جلوی این روباه‌ها را می‌گیرید، آن وقت مزرعه را موش برمی‌دارد. روباه‌ها هم لازم‌اند. آدم منتقد لازم است، حتی اگر به نظر شما روباه باشد. وقتی جلوی فیلم جدی را می‌گیرید، از درودیوار فیلم سخیف می‌بارد.

    - به سطحی‌نگری و تکرار رسیده‌ایم. و عجیب است که هیچ کس با این سطحی‌نگری مشکلی ندارد. بیشتر مدیران امروز ما حوصله‌ ریسک ندارند. ترجیح می‌دهند از همان مسیرهای امتحان پس‌داده عبور کنند. حوصله بدعت ندارند؛ یعنی همان چیزی که لازمه ظهور نبوغ است، لازمه پیشرفت و کار نو در هنر است. می‌خواهند در مدتی که مدیرند کسی به آنها نپرد. متأسفانه کارشناس فرهنگی بی‌صلاحیت هم که فراوان داریم؛ کسانی که خیلی راحت می‌توانند درباره سینما تذکر بدهند و تعطیل کنند و مانع شوند. حرکاتشان تابع قاعده و فرمولی هم نیست. یک‌دفعه جلوی یک حرکت را می‌گیرند.

    - ما سینمایی داریم که نود درصدش دولتی است. ده درصد یا کمتر هم آنهایی هستند که برای جشنواره‌ها فیلم می‌سازند. تهیه‌کننده‌ای که تابع مقررات فارابی و ارشاد است، وام می‌خواهد، وسیله می‌خواهد، سالن برای نمایش می‌خواهد، پروانه باید بگیرد، چه استقلالی دارد؟ معلوم است که در این شرایط، مدیر سینمایی حرف اول را می‌زند. شاید ظاهراً وارد جزئیات نشوند و خودشان نیایند فیلم را ممیزی کنند و چرخه‌ای برای این کارها درست کنند، ولی جایگاهشان مثل سابق است.

    - ما داریم اینجا زندگی می‌کنیم. چه راه دیگری داریم؟ سینما متعلق به دولت است. بنابراین می‌گوید اگر سوبسید مرا می‌خواهی، همان‌جوری فیلم بساز که من می‌گویم. البته تماشاگر را نمی‌تواند وادار کند که چه‌جوری فیلم ببیند و از چه‌چیزهایی خوشش بیاید. این خلأ به همین دلیل شکل می‌گیرد. چون تماشاگر اگر فیلم دلخواهش را نبیند، می‌رود از مسیرهای دیگری آن را به دست می‌آورد. این کاسه‌های گدایی که بالای پشت‌بام‌های ماست دلیل اثبات خلایی است که در جاهایی داریم. می‌گویند اینها نباید باشد. بله، درست می‌گویند، ولی عده‌ای هم می‌خواهند باشد. راه قاچاقش را پیدا می‌کنند. بی‌تعارف، آنچه در بازار محصولات فرهنگی ما عرضه می‌شود، برآورده‌کننده نیازهای همه اقشار جامعه نیست. ما در چنین فضایی داریم زندگی می‌کنیم و مدیر فرهنگی در همین فضا می‌آید می‌گوید فیلمی بساز که مورد تأیید من باشد.

    - یک موقع هست مدیری می‌آید که به سینمای خوب پروبال می‌دهد و از آن حمایت می‌کند. یک موقع هم مدیری می‌آید و می‌گوید نوع دیگری از سینما را می‌خواهم. یکی از همین مدیران چند وقت پیش در برنامه «هفت» می‌گفت ما به فیلم مخالف نظام اجازه تولید نمی‌دهیم. خب، واقعاً تعریف فیلم مخالف نظام مشخص است؟ این حرف، خیلی کلی است. آیا هر فیلم منتقدی، مخالف نظام است؟ ‌یعنی منظورشان این است که هرکس نگاه انتقادی دارد باید برود کنار؟ خب، یک مدیر چنین نگاهی دارد. شاید منظورش این است که باید فیلم‌هایی ساخته شود که از فعالیت‌های دولت حمایت کند.

    - مردم مجبور نیستند چیز مشخصی را تماشا کنند. انتخاب‌های زیادی دارند. شرایط عوض شده، ولی نگاه مدیر فرهنگی عوض نشده. مدیر امروز ما دارد مثل همان دوران قدیم برنامه‌ریزی می‌کند. دقت نمی‌کند که ابزارها عوض شده و دیگر مخاطب مجبور نیست همان‌چیزی را ببیند که تو می‌پسندی.

    - ما به عنوان فیلمساز همیشه دوست داریم فضای بازی داشته باشیم و بتوانیم با خیال راحت کارمان را بکنیم، اما کسانی هم هستند که قضیه را کاملاً جور دیگر می‌بینند. توقع دیگری از سینما دارند، البته اگر اصلاً بخواهند که سینما وجود داشته باشد. حالا مدیر فرهنگی باید بتواند تعادلی بین این دو فضای ذهنی ایجاد کند. نمی‌شود این مدیر نباشد. در این جامعه، اگر این مدیر نباشد، آن وقت چه‌کار کنیم؟ سینمایمان را با ساختار سینمای آمریکا اداره کنیم؟ مگر می‌شود؟ با این شکنندگی که جایگاه سینما در کشور ما دارد، در غیاب این مدیر چه می‌شود کرد؟ به همین دلیل وجود مدیر سینمایی و نقش او اهمیت پیدا می‌کند.

    - امروز هیچ برنامه‌ای نمی‌بینیم. تصمیم‌ها فصلی است. مانیفست این دوستان جدید چیست؟ چیزی اعلام نکرده‌اند. یا شاید اعلام کرده‌اند و من نمی‌فهمم. معلوم نیست قرار است چه‌کار کنیم. سکوت برقرار است؛ در مرحله آرامش قبل از توفان نیستیم، در مرحله سکوتِ قبل از هیچ‌چیز هستیم! سینمای امروز ما ادامه همان سینمای دوران وزارت آقای صفارهرندی است. هنوز از معاونت سینمایی جدید چیزی ندیده‌ایم. مرحله انکار دوره قبل را با رفع توقیف چند فیلم انجام دادند، اما برنامه این مدیریت جدید هنوز مشخص نیست.

    - می‌خواهم اعتراف کنم زمانی می‌گفتم تا پیشنهادی عالی نباشد قبول نمی‌کنم و سالی یک فیلم بیشتر بازی نمی‌کردم. الان تحولی در من رخ داده؛ دیگر کمتر منتظر آن نوع فیلم می‌مانم. به جایش دنبال یک سینمای پرمخاطب آبرومند می‌گردم. الان سالی ده تا فیلم درجه ‌یک ساخته نمی‌شود. به عنوان یک حرفه‌ای چاره‌ای ندارم جز آن‌که فقط دنبال فیلم آبرومند باشم. دیگر نمی‌توانم منتظر «عروس آتش»، «ارتفاع پست» و «چهارشنبه‌سوری» بمانم. تعداد اینها خیلی کم شده. جز این سینمای موجود، یک نوع سینمای تبلیغاتی رسمی هم هست که فیلم‌های مورد تأیید می‌سازد و بازی در آنها ممکن است تو را به یک بازیگر تبلیغاتی تبدیل کند.

    - در میان جوان‌ها خب من با محسن امیریوسفی کار کرده‌ام و از نتیجه هم بسیار راضی‌ام. ولی در آن طیف دوم، شاید نمونه‌اش فیلمی است مثل «دموکراسی تو روز روشن». در شرایط فعلی از بازی در آن راضی هستم در شرایط دیگری شاید نه. مسئله این است که اول باید ببینیم کجاییم. در چه مقطعی هستیم و بقیه فیلم‌هایی که دارند ساخته می‌شوند کجا هستند. در این شرایط چه کار دیگری می‌شود کرد؟

    - یکی از حسن‌های حاتمی‌کیا این است که به کار گروهی اعتقاد دارد. حاتمی‌کیا و اصغر فرهادی خیلی از ویژگی‌های نهایی فیلمشان را از توی تمرین‌ها و کار گروهی به دست می‌آورند. حتی دکوپاژشان در مرحله تمرین شکل می‌گیرد. کاری می‌کنند که یک آدم هرچه توانایی دارد صرف فیلم کند.

    - احتمالاً شنیده‌ای بعد از این که سامان مقدم از پروژه «سن‌پطرزبورگ» کنار رفت، من برای بازی در فیلم انتخاب شدم و از همان اول شرط گذاشتم که اگر بهروز افخمی این فیلم را کارگردانی کند، بازی می‌کنم. وقتی افخمی آمد با اصرار گفت تو برو، به درد این نقش نمی‌خوری!

    - افخمی را سال‌ها پیش که داشتم فیلمم را در عروج‌فیلم مونتاژ می‌کردم دیدم. گفت می‌خواهم «تنگسیر» را بازسازی کنم، بیا بازی کن. هنوز چشمم به در است که بیاید! حیف، او هم از آن سرمایه‌هاست که می‌تواند در سینمای ما جریان‌ساز باشد. او با عروس جریان درست کرد. می‌گفت بعد از دیدن «گلادیاتور» به فکر بازسازی «تنگسیر» افتاده. با توضیحاتی که می‌داد، اگر شرایط ساخت «تنگسیر» فراهم شود، این هم می‌تواند در سینمای ما جریان‌ساز بشود.

    - وقتی نخبه‌گرایی در خود سینما به مرز صفر می‌رسد، خب بهتر است کم‌کم خودت را دیزالو کنی در سینمای حد وسطی که قرار است رایج باشد. وسط همین وضعیت باید زور بزنی بهترین را صید کنی. البته اگر بشود. اگر وسوسه پول و تن‌پروری باعث نشود که اصلاً از کل قضیه صرف‌نظر کنی. ببین، وقتی قرار است فیلم باارزشی بازی کنی، تو را وسط زمستان می‌برند بالای کوه، بدون هیچ امکاناتی و هیچ تدارکات مناسبی، پول خوب هم بهت نمی‌دهند، تازه دست آخر فیلمت اکران هم نمی‌شود! اما در این فیلم‌های سطح‌پایین که بازی می‌کنی، درآمد خوب داری، لوکیشنت بالای میدان ونک است، بیل‌بورد فیلم را هم همه‌جا می‌زنند و به بهترین شکل اکرانش می‌کنند. خب، این چه وضعی است؟! آدم‌ها چقدر باید از خودشان مایه بگذارند؟ بی‌تعارف تصمیم گرفته‌ام خودم کمی خودم را بکشم پایین، قبل از این که دیگران این‌کار را بکنند.

    - در جشنواره فیلم فجر سال گذشته، یک روز قبل از شب اختتامیه با من تماس گرفتند و گفتند قرار است تو به خاطر «شب واقعه» جایزه بگیری. من هم شرط گذاشتم و گفتم دوست دارم جایزه‌ام را به امیر سرتیپ کهتری بدهم، او را بیاورید. چون اصلاً نذر کرده بودم و به شهرام اسدی هم گفته بودم که اگر به خاطر این فیلم جایزه‌ای گرفتم، آن را به سرتیپ کهتری می‌دهم که در زمان جنگ، سرهنگ کهتری بود و ناجی آبادان است در همان روزهای محاصره. می‌خواستم جایزه‌ام را برای قدردانی به او بدهم که جانباز است و الان بازنشسته شده. فردایش رفتم و دیدم امیر کهتری را از مشهد آورده‌اند و نشانده‌اند آن جلو و آن وقت جایزه را به یکی دیگر دادند. این مرا اذیت کرد. دلم شکست. آدمی را که خیلی برایم باارزش بود و می‌خواستم از او تقدیر کنم، بی‌دلیل آوردند و بردند. خب، اگر نمی‌خواستید جایزه را به من بدهید، این آدم را چرا معطل کردید؟ چرا شبانه از مشهد می‌آوریدش تهران؟



    با تو انگار تو بهشتم

  15. 4 کاربر از پست مفید Reza سپاس کرده اند .

    fahime_ss (۱۰-۱۳۸۹-۰۹),SHAHIN (۱۰-۱۳۸۹-۰۹),Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵),SogandAbi (۱۰-۱۳۸۹-۰۶)

  16. #8

    آخرین بازدید
    ۰۹-۱۳۹۸-۲۸ [ ۲۱:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۰-۱۶
    محل سکونت
    كوچه مردها!
    شماره عضویت
    211
    عنوان کاربر
    I'm a very Neat Monster
    بازیکن محبوب
    يكي مرغ چمن بود ...
    مربی محبوب
    ...كه جفت دل من بود
    میانگین پست در روز
    2.17
    نوشته ها
    9,529
    سپاس ها
    13,938
    سپاس شده 24,491 در 5,355 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    حالت من
    Vaaaaay

    پیش فرض

    خرین نیوز: مدتی است که رامبد شکرابی بازیگر خوب سینما و تلویزیون ایران زندگی مشترک خود را با حدیث فولادوند بازیگر سینما و تلویزیون آغاز کرده است.
    به همین دلیل برای رسانه ای کردن این موضوع برخی از بازیگران سینما جشن کوچکی برای این دو زوج هنرمند در یکی از بهترین رستوران های تهران ترتیب دادند تا پیوند آنها را تبریک بگویند.


    رامبد در این رابطه می گوید:من و خانم فولادوند مدتی بود که به فکر ازدواج بودیم و من این کار را برای بعد از سفری که به خارج از کشور داشتم موکول کردم.دوست نداشتیم زیاد رسانه ای بشود ولی خوب از اینکه زندگی با همسرم را آغاز کرده ام خوشحال هستم.


    در این جشن بازیگرانی همچون:دانیال عبادی,سیاوش خیرابی,پژمان بازغی,رضا یزدانی,امیر حسین رستمی ,لیندا کیانی و... حضور داشتند.


    ما نیز آرزوی خوشبختی و سعادت برای رامبد شکرابی و حدیث فولادوند می کنیم.












    منبع: فارس سینما
    از کسی که مربیگری کار درجه چندم اوست، بیش از این نمی‌توان انتظار داشت



    Life is good... I'm not at all unhappy!
    I'm quite content to go about my life believing in nothing...!
    With no fear that there might be something more out there!
    !!



  17. 5 کاربر از پست مفید شيخ الرييس سپاس کرده اند .

    fahime_ss (۱۰-۱۳۸۹-۰۹),Reza (۱۰-۱۳۸۹-۰۹),SHAHIN (۱۰-۱۳۸۹-۰۹),Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵),SogandAbi (۱۰-۱۳۸۹-۰۹)

  18. #9

    آخرین بازدید
    ۰۳-۱۳۹۲-۲۵ [ ۱۸:۵۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۲-۱۲
    محل سکونت
    زیـر آســمون آبــی
    شماره عضویت
    391
    عنوان کاربر
    Banned
    بازیکن محبوب
    تمام دروازه بان هاي دنيا، فرهادمجیـدی ، كـاكـا
    مربی محبوب
    اسـطـوره بـیــاد مــانـدنــی نـاصـر حـجـازی ، پــورحـ
    میانگین پست در روز
    3.97
    نوشته ها
    17,214
    سپاس ها
    65,488
    سپاس شده 61,029 در 16,218 پست
    نوشته های وبلاگ
    6

    پیش فرض

    نشست فیلم سینمایی «یکی از ما دو نفر» ساخته تهمینه میلانی با حضور کارگردان و السا فیروزآذر بازیگر فیلم در کافه خبر برگزار شد.










  19. 2 کاربر از پست مفید SogandAbi سپاس کرده اند .

    Mor2r (۰۴-۱۳۹۲-۰۶),Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵)

  20. #10

    آخرین بازدید
    ۰۳-۱۳۹۲-۲۵ [ ۱۸:۵۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۲-۱۲
    محل سکونت
    زیـر آســمون آبــی
    شماره عضویت
    391
    عنوان کاربر
    Banned
    بازیکن محبوب
    تمام دروازه بان هاي دنيا، فرهادمجیـدی ، كـاكـا
    مربی محبوب
    اسـطـوره بـیــاد مــانـدنــی نـاصـر حـجـازی ، پــورحـ
    میانگین پست در روز
    3.97
    نوشته ها
    17,214
    سپاس ها
    65,488
    سپاس شده 61,029 در 16,218 پست
    نوشته های وبلاگ
    6

    پیش فرض

    سايت "سينماي ما" پنجمين مراسم فرش قرمز سينماي ايران را به افتخار فيلم «جرم» و مسعود كيميايي برگزار كرد. اين برنامه شنبه 7 خرداد از ساعت 7.30 تا 10.30 با اسپانسري انحصاري شركت فرسان قشم نماينده انحصاري محصولات خانگي ميديادر سينمافلسطين برپا شد و پس از آن فيلم «جرم» با نسخه دوبله براي حاضران نمايش داده شد.

    پولاد كيميايي، حامد بهداد، داريوش ارجمند، لعيا زنگنه، شبنم درويش، كيانوش گرامي و اكبر معززي (بازيگران)،
    خسرو خسروشاهي، منوچهر اسماعيلي، چنگيز جليلوند (دوبلور)،
    تورج منصوري (مدير فيلمبرداري) ، كارن همايونفر (آهنگساز)،
    تينا پاكروان (مجري طرح و مدير توليد)،
    محمد داوري (سرمايه گذار)،
    محمدعلي جناب (دستيار كارگردان و برنامه ريز) و
    سارا حمزه (منشي صحنه) از عوامل پشت دوربين «جرم» و مسعود كيميايي در اين برنامه روي صحنه رفتند و به ابراز احساسات مردم پاسخ دادند.














  21. 3 کاربر از پست مفید SogandAbi سپاس کرده اند .

    Moh@mmad_67_b (۰۳-۱۳۹۰-۱۰),Mor2r (۰۴-۱۳۹۲-۰۶),Shaqayeq (۰۵-۱۳۹۰-۰۵)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •