*** به آبـي دلان خـوش آمديـد ***

صفحه 6 از 12 نخستنخست ... 3456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 115

موضوع: مطالب مذهبی

  1. #51

    آخرین بازدید
    ۰۵-۱۳۹۰-۱۶ [ ۱۲:۴۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۱-۱۳
    محل سکونت
    تهران
    سن
    38
    شماره عضویت
    273
    عنوان کاربر
    ستاره ليگ برتر
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    2,032
    سپاس ها
    1,140
    سپاس شده 2,275 در 1,005 پست

    پیش فرض گفت و گو با خدا

    گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

    گفتی: فانی قریب

    .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

    گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

    گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

    .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

    گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

    گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم

    .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

    گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

    گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه

    .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

    گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

    گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

    .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

    گفتم: دیگه روی توبه ندارم

    گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

    .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

    گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

    گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

    .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

    گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

    گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

    .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

    گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم

    گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

    .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

    ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

    گفتی: الیس الله بكاف عبده

    .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

    گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

    گفتی:

    یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما

    .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

  2. 2 کاربر از پست مفید mahyar130 سپاس کرده اند .

    Hamzad (۰۳-۱۳۸۷-۰۴),Moh@mmad_67_b (۰۳-۱۳۸۷-۰۱)

  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    سن
    2010
    نوشته ها
    Many
     

  4. #52

    آخرین بازدید
    ۱۲-۱۳۹۴-۱۰ [ ۰۱:۱۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۰-۰۱
    شماره عضویت
    5
    عنوان کاربر
    مدیر پیشکسوت
    بازیکن محبوب
    پاشازاده، ریوالدو
    میانگین پست در روز
    0.63
    نوشته ها
    2,762
    سپاس ها
    12,174
    سپاس شده 11,275 در 2,622 پست

    Icon1 حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام

    ولادت

    سال چهارم بعثت بود که خداوند اراده فرمود به پیامبر گرامی‏اش هدیه‏ای بهشتی و تحفه‏ای گرانبها عطا فرماید؛ دختری که نسل پاک رسول خدا از طریق او تکثیر گردد. برای دریافت این هدیه الهی، مقدماتی لازم بود. لذا از جانب حضرت حق دستورات لازم برای آمادگی رسول خدا و خدیجه داده شد و سپس فاطمه علیهاسلام در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت، در سرزمین توحید، مکه معظمه ، متولد شد و دنیا را به نور وجود خود منوّر ساخت.

    او دختری بود به سیمای خاکیان، ولی برتر از ملائک، چرا که خلقتش از نور بود و بویش بوی بهشت.

    فاطمه علیهاسلام نام‌های بسیاری دارد که هر کدام دارای معانی و مفاهیم بلند و ملکوتی است.

    فضایل
    فاطمه علیهاسلام در خانه رسول خدا بزرگ شد و با مجاهدات و تلاش پیگیرش، تحت تربیت رسول مکرم، به مقامات بلند معنوی دست یافت؛ به‌طوری که در ستایش او چندین آیه قرآنی نازل شد. رسول خدا به تربیت دختر عزیزش توجه خاصی داشت، در فرصت‌های مناسب او را به بی‌اعتنایی به دنیا و ادب و ایثار و حفظ حجاب و. . . ترغیب می‏فرمود و با نصایح گوناگون و امید بخشیدن به فضل پروردگارو توجه به ذکر و تسبیح الهی به تربیت وی همت می‏گماشت. پیامبر اکرم بارها در سخنانش مقام و موقعیت والای فاطمه را برای مسلمان‏ها بیان می‏کرد و می‏فرمود: « فاطمه سبب خلقت افلاک است و ملائکه الهی در خدمت او هستند. او را اذیت نکنید که اذیت او اذیت من است . فاطمه‌ی من، اهل بهشت است و در قیامت با از شیعیانش شفاعت می کند. »

    فضایل و مناقب فاطمه علیهاسلام بیرون از حد شمارش است. او در هر زمینه از امور زندگی بر تمام زنان عالم پیش‏قدم بود و گوی سبقت را درایمان و عبادت و زهد و حجاب و. . . ،از همگان ربود و در شوهرداری و ایثار و انفاق و مروت و عدالت و. . . سر آمد همه گشت تا در ردیف کامل ترین زنان عالم جای گرفت و به « سیده النساء » ملقب گردید و از دست مبارکش معجزات زیادی جاری و از سرچشمه علم اولین و آخرین سیراب گشت.


    علاقه پیامبر نسبت به حضرت فاطمه

    فاطمه علیهاسلام چنان جایگاه بلندی در قلب پیامبر اکرم پیدا کرد که محبت و شیفتگی رسول خدا نسبت به او زبانزد خاص و عام شد و تعبیرات بسیار بلند و لطیفی از زبان رسول خدا نسبت به آن گوهر تابناک تراوش نمود.
    او با سختی‌ها و مشکلات فراوان بزرگ شد و هنوز یکی دو سال بیشتر از عمر شریفش نگذشته بود که با پدر بزرگوارش در شعب ابوطالب گرفتار تحریم اجتماعی بت‏پرستان شد و در حدود پنج سالگی که از آن محاصره نجات یافت، مادر مهربانش را از دست داد. در هشت سالگی مجبور به هجرت به مدینه شد ولی علی‌رغم همه آن نابسامانی‏ها، وقتی به سن بلوغ رسید به‏قدری در کسب معارف الهی پیش رفته بود که چشم بزرگان عرب به او دوخته شده بود و خواستگاران فراوانی داشت که با پیشنهاد مهریه‌های سنگین ،افتخار همسری با او را خواستار بودند. اما رسول خدا در جواب آنها می‏فرمود :« ازدواج دخترم فاطمه به امر خدا است.»


    ازدواج

    سرانجام حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام، یگانه شخصیتی که صلاحیت همسری و هم‌شانی با فاطمه علیهاسلام را داشت، به خواستگاری او آمد. رسول خدا هم به اذن خداوند، و رضایت فاطمه با ازدواج آنها موافقت فرمود.

    مهریه فاطمه تعیین شد و پس از عقد آسمانی و شادباشی بهشتی، آن وصلت فرخنده به اطلاع عموم مسلمانان مدینه رسید و رسول خدا صیغه عقد را جاری فرمود.


    توصیه‌های پیامبر پس از ازدواج فاطمه

    از این قضیه حدود یک ماه گذشت تا مقدمات عروسی فراهم شد و پس از ولیمه عروسی ، فاطمه با مهریه‏ای به ظاهر کم‌ارزش وجهیزیه‌ای ساده به خانه بخت رفت.

    رسول خدا هم آداب خاصی را در شب زفاف برای آنها اجرا کرد وسفارش‌های لازم را به عمل آورد و از خانه‌ی آنها خارج شد.
    فردا صبح به خانه آنها تشریف‏فرما شد و از آنان احوالپرسی کرد و برایشان دعا فرمود.
    روز چهارم هم برنامه‌ی ویژه‏ای برای آنها ترتیب داد و کارها را تقسیم فرمود . و به این ترتیب ازدواج شیرین شاد آنها با همکاری و تفاهم شروع شد. رسول خدا نیز همواره آنها را زیر نظر داشت و هر دو را به رعایت یکدیگر سفارش می‌فرمود.


    فرزندان

    فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین دو همسری بودند که هیچگاه در زندگی خود به تجمل و دنیاپرستی نیندیشیدند و با کمال صفا یکدیگر را در پیمودن راه خدا کمک کردند و کوچکترین اختلافی بین آنها صورت نگرفت. خداوند به آنها دو پسر به نام حسن و حسین و دو دختر به نام زینب و ام کلثوم عنایت فرمود.


    علاقه پیامبر به فرزندان فاطمه

    رسول اکرم فرزندان فاطمه علیهالسلام را بسیار دوست می‏داشت و آنها را فرزندان خود می‌دانست و می‏فرمود: « آتش جهنم بر فرزندان فاطمه حرام است.» و در فرصت‏های مناسب مسلمین را به رعایت احترام و خدمت سفارش میکرد و لذا فاطمه اطهر و فرزندانش در زمان حیات رسول خدا بسیار محترم و عزیز بودند ولی آن حضرت مکرراً از ظلم‏هایی که پس از او بر آنان روا داشته می‏شود، خبر می‏داد واظهار ناراحتی می‏نمود و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهاسلام را دلداری می‏داد و افسوس و صد افسوس که این دوران، بسیار کوتاه بود و بیش از 9 سال طول نکشید که دست پر مهر رسول خدا از سر آنها برداشته شد و سایه پربرکتش از این جهان رخت بر بست.


    در سوگ پدر

    فاطمه زهرا علیهاسلام در سوگ پدر بزرگوارش بسیار اندوهگین بود و شب و روز به یاد پدر می‏گریست ، اما در این هنگامه، مسأله غصب خلافت توسط گروهی پیش آمد،که برای تثبیت خلافت خویش، علی‌رغم سفارشات اکید رسول خدا در مورد دخترش، به خانه‌ی فاطمه هجوم آوردند و با تازیانه دست مبارکش را آزردند و پهلوی او را که برای دفاع از حریم ولایت به‌پا خواسته بود، شکستند، بر گردن شیر خدا ریسمان بستند و او را به مسجد کشاندند.


    مظلومیت فاطمه پس از وفات پیامبر

    اما فاطمه پس از این جنایات هولناک که باعث سقط جنین او شد، باز دست از فداکاری و حمایت خود بر نداشت و با همان حال به دنبال امیرالمؤمنین به مسجد رفت و با استفاده از مقام و شخصیت خود، علی علیه السلام را از دست غاصبین نجات داد و سپس به خانه آمد و در بستر بیماری افتاد.

    غاصبین حق امیرالمومنین و زهرا به این هم بسنده نکردند و فدک را که حق مسلم حضرت زهرا بود،غصب کردند تا دست آنها را از مال دنیا هم کوتاه کرده باشند.


    خطبه فدک

    در این جریان، فاطمه علیهاسلام بارها با ابوبکر و عمر و احتجاجاتی داشت و امیرالمؤمنین نامه تندی به ابوبکر نوشت و حق مسلم فاطمه را اثبات کرد. فاطمه علیهاسلام هم خطبه‌ی تاریخی فدک در حضور جمع بسیاری از مسلمین ایراد فرمود و مدعیان دروغین خلافت و غاصبین فدک را رسوا نمود،اما اّنان بر اجرای مقاصد خویش همچنان پافشاری وبه دادخواهی آن مظلومان تاریخ ،پاسخ صحیح نگفتند بلکه افکار عمومی را علیه آنان شوراندند و با نسبت‌های ناروا و زشت به ساحت قدس امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا، مقصود و منظورخودرا بر ملا ساختند.

    اما امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا با سربلندی و افتخار از این آزمایش بزرگ الهی خارج شدند و برای بقاء اسلام، در مقابل این همه ظلم و ستم از حقوق مسلم خود چشم بستند و دم نزدند. حتی وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام به خلافت دست یافت، باز هم به فدک که سرمایه هنگفتی بود،اعتنایی نکرد و فدک در طول تاریخ به تاراج رفت .

    به هر حال فاطمه علیهاسلام هر روز رنجورتر می‏شد و کم کم حالش رو به وخامت می‏رفت. همه مسلمین از این پیش آمدها ناراحت بودند. زنان مدینه به عیادت آن حضرت آمدند و حضرت خطبه‏ای برای آنها ایراد فرمود که چرا شوهران‌شان امیرالمؤمنین را یاری نکردند.


    در آستانه شهادت

    فاطمه علیهاسلام روزهای آخر عمر خود را سپری می‏کرد و به شدت از ابوبکر و عمر ناراضی بود، اما آنها که نارضایتی فاطمه را به صلاح حکومت خود نمی‌دیدند، آمدند تا به عنوان عیادت، رضایت وی را جلب کنند. فاطمه زهرا ابتدا نپذیرفت اما آنها پس از چند بار، امیرالمؤمنین علیهالسلام را واسطه کردند و بالاخره با اصرار زیاد به عیادت او آمدند . در همین ملاقات بود که فاطمه علیهاسلام رسماً نارضایتی خود را به گوش آنها رساند.

    کم کم فاطمه علیها سلام آستانه شهادت قرار گرفت. دستور داد برایش تابوت ساختند و سپس به امیرالمؤمنین وصیت نمود.


    شهادت و دفن

    روح پاکش در عصر یک روز غم‏انگیز از خانه دلتنگ دنیا پر کشید و به درجه رفیع شهادت نایل شد.
    خبر شهادت آن حضرت فوراً در بین مردم انتشار یافت و مدینه یک‌پارچه عزا و گریه شد . سیل جمعیت برای دلداری و تسلیت امیرالمؤمنین و فرزندان خردسال فاطمه به طرف آن خانه کوچک سرازیر بود تا کم‌کم خورشید غروب کرد.

    مردم متفرق شدند و علی تنها شد. شب بود؛ او شخصاً برای تغسیل و تدفین اقدام فرمود. شبانه آن بدن آزرده را همراه باران اشک خود غسل داد و کفن نمود و با عده کمی از شیعیان خاص خود بر او نماز خواند و بدن بی‌جان فاطمه را در گوشه‏ای دور از چشم بیگانگان به‌خاک سپرد ؛ سپس با دستی خالی و سینه‏ای پردرد به سوی قبر مطهر رسول خدا رو کرد و با کلماتی دلسوز خاطر خود را تسلی داد.

    صبح شد و مسلمان‌ها که از تدفین فاطمه علیهاسلام خبر نداشتند جمع شدند. وقتی که از دفن زهرا مطلع شدند با کمال جسارت خواستار نبش قبرش شدند که ناگهان با غرش شیر خدا، نفس‌ها در سینه‏ها حبس شد و از تصمیم خود منصرف شدند.


    مخفی ماندن قبر مطهرش

    قبر مطهر فاطمه علیهاسلام باید تا قیامت، تا قیام فرزند عزیزش حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه مخفی بماند تا سندی زنده بر مظلومیت آن بانو و گواهی بر ظلم و ستم قاتلین او باشد. اما راویان نکته‌سنج و عاشقان هوشمند که بوی تربت فاطمه را می شناسند از لابه‏لای کلمات ائمه اطهار و صفحات تاریخ به جستجوی قبر مطهر آن بانوی مظلومه برآمدند و به گمانی قریب به یقین، آن را در خانه خودش یافتند.

    از فاطمه زهرا علیهاسلام روایاتی به جهان اسلام تقدیم شده که یکی از بهترین میراث آن حضرت در خطوط تاریخ است ولی افسوس که دفتر روز شمار تاریخ زندگانی‌اش برای ابد بسته شده و دیگر سخنی بر آنها اضافه نشده است.

  5. 2 کاربر از پست مفید مهدی سپاس کرده اند .

    Moh@mmad_67_b (۰۳-۱۳۸۷-۰۱)

  6. #53

    آخرین بازدید
    ۰۶-۱۳۹۲-۱۷ [ ۰۰:۰۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۰-۰۱
    شماره عضویت
    7
    عنوان کاربر
    مدیر انجمن فوتبال داخلی
    میانگین پست در روز
    0.55
    نوشته ها
    2,447
    سپاس ها
    8,421
    سپاس شده 8,653 در 1,977 پست
    نوشته های وبلاگ
    4

    پیش فرض

    راه و رسم عاشقی

    من یک عمربه خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانسته اما رسوام نساخت و مرا مورد قضاوت قرارنداد!

    هرچه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضرشد. اما من هرگز حرف خدا را باور نکردم.

    وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم. چشم ها و گوش هایم را بستم تا خدا را نبینم و صدایش را نشنوم.

    من ازخـــدا گریختم بی خبرازآن که او با من و درمن بود !

    می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواست بسازم نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و زیر خروارها بلا ومصیبت ماندم.

    ازهمه کس کمک خواستم اما هیچ کس فریادم را نشنید و یاریم نکرد.

    با شرمندگی فریاد زدم :

    خدایا اگرمرانجات دهی‌، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هرچه بگویی همان را انجام دهم !

    درآن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باورکرد و مرا پذیرفت نمی دانم چگونه اما درکمترین مدت خدا نجاتم داد.

    گفتم : خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت و لطف بی حد تورا جبران کنم ؟

    گفت : هیچ. فقط عشقم را بپذیر و مرا باورکن و بدان درهمه حال درکنار تو هستم.

    گفتم : خدایا عشقت را پذیرفتم و ازاین لحظه عاشقت هستم.

    سپس بی آن که نظرخدارا بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگیم ادامه دادم. اوایل کارهرآن چه ازاومی خواستم فراهم می شد. اما ازدرون خوشحال نبودم !

    نمی شد هم عاشق خدا شوم وهم به نظرات او بی توجه !

    راه و روش خدا را نمی پسندیدم.

    با آن چه او می گفت من به آرزوهای بزرگی که داشتم نمی رسیدم.

    پس او را فراموش کردم تا راحت تر به آن چیزهایی که می خواهم برسم!

    برای ساختن کاخ رویاییم از رهگذران کمک می خواستم.

    آنان که خدارا می دیدند سری ازتاسف تکان می دادند و رد می شدند و آن ها که جزسنگ های طــلایی قصـــرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند تا آن ها نیزبهره ای ببرند که همان ها در آخر کاراز پشت خنجرها زدند و رفتند!

    همان گونه ازمن گریختند که من از صدای خدا و وجدانم!

    نا امید ازهمه جا دوباره خدا را خواندم. کنارم حاضربود!

    گفتم: دیدی بامن چه کردند؟!

    آنان را به جزای اعمالشان برسان ...

    گفت: تو خودت آن ها را به زندگیت فراخواندی!

    ازکسانی کمک خواستی که محتاج تر از هرکسی به کمک بودند.

    گفتم: مرا عفو کن. من تورا فراموش کردم و به غیرتو روی آوردم. اگردستم بگیری و بلندم کنی هرچه بگویی همان کنم.

    بازهم خدا تنها کسی بود که حرف ها وسوگندهایم را باورکرد.

    نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره روی پای خود ایستاده ام.

    گفتم: خدایا چه کنم ؟

    گفت: هیچ. فقط عشقم را بپذیر و مرا باورکن و بدان که همیشه درکنارت هستم.

    گفتم: چرا اصرارداری تو را باورکنم و عشقت را بپذیرم؟!

    گفت: اگر مرا باورکنی خودت را باورکردی اگرعشقم را بپذیری وجودت آکنده ازعشق می شود. آن وقت به آن لذت عظیمی که درجست وجوی آنی می رسی و دیگرنیازی نیست که خود را برای ساختن کاخ رویاهایت به زحمت بیاندازی! دیگرچیزی نیست که تو نیازمند آن باشی و به خاطرآن از من روی گردانی. وقتی مرا باورکردی حرف ها و وعده هایم را باورخواهی کرد!

    وقتی عاشقم شدی و باورم کردی به آن چه می گویم عمل می کنی زیرا درستی آن ها را باورداری وسعادت خود را درآن ها می بینی!

    بدان که من :

    عشق مطلق، آرامش مطلق

    و

    نورمطلق هستم وازهرچیزی بی نیاز!




    چیزی بلد نیستم بگم .. تا تو رو دلداری بدم
    خدا به موقع میرسه .. فقط به ایــن معتقدم
    گریه نکن تا این غم از شکست تو مایوس شه
    اونقدر نگه دار اشکاتو که قلبت اقیانوس شه



  7. 3 کاربر از پست مفید Mojtaba_Pars سپاس کرده اند .

    Amir_aghaei (۰۳-۱۳۸۷-۰۴),Hamzad (۰۳-۱۳۸۷-۰۴),MR-X (۰۳-۱۳۸۷-۰۵)

  8. #54

    آخرین بازدید
    ۰۴-۱۳۸۷-۰۷ [ ۱۹:۵۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۳-۰۵
    محل سکونت
    تهران
    شماره عضویت
    477
    عنوان کاربر
    بازيكن ليگ 1
    میانگین پست در روز
    0.10
    نوشته ها
    408
    سپاس ها
    141
    سپاس شده 282 در 168 پست

    پیش فرض

    دانش به فراواني آموختن نيست، بلكه نوري است كه در دل آنكه خدا هدايتش را بخواهد، مي تابد . پس هرگاه در پي دانش بودي، ابتدا جوهره بندگي را در جانت بجوي و با به كار بستن دانش آن را به دست آور و فهم را از خدا بطلب تا به تو بفهماند .


    MY ID= capitan_champ90
    بعد از مدتها برگشتم
    فقط چلسي

  9. #55

    آخرین بازدید
    ۰۴-۱۳۸۷-۰۷ [ ۱۹:۵۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۳-۰۵
    محل سکونت
    تهران
    شماره عضویت
    477
    عنوان کاربر
    بازيكن ليگ 1
    میانگین پست در روز
    0.10
    نوشته ها
    408
    سپاس ها
    141
    سپاس شده 282 در 168 پست

    پیش فرض

    اميرالمؤ منين در برابر جريان سقيفه هم تحليل مهمى داشته و هم در اين باره موضعگيرى صريح نموده اند. آنچه در پى مى آيد مشروح اين مباحث است .
    ((الف : تحليل امام على (ع) از جريان سقيفه ))
    به نظر امام (ع) جريان سقيفه مسئله اى نبود كه بطور ناگهانى اتفاق افتاده باشد و از قبل هيچگونه برنامه ريزى در مورد آن رخ نداده باشد؛ بلكه آنرا يك طرح حساب شده اى مى دانست كه مدعيان حكومت ، قبل از وفات پيامبر (ص) روى آن فكر كرده و در مورد آن تصميم گرفته بودند.
    سلمان فارسى مى گويد هنگامى كه على (ع) را به زور براى بيعت به مسجد بردند، امام رو به ابابكر و عمر و... كرد و فرمود: ((به طومارى كه امضا كرده بوديد (كه اگر محمد (ص)، به شهادت رسيد يا رحلت نمود، خلافت را از ما اهل بيت بگيريد) وفا نموديد)). ابوبكر پرسيد: ((از كجا مى دانى ؟)) امام (ع) جواب داد: ((در جلسه اى كه من و زبير و سلمان و ابوذر و مقداد حاضر بوديم پيامبر (ص) فرمود: ((فلانى با فلانى در ميان خود طومارى نوشته اند و هم پيمان شده اند كه اگر من كشته شدم يا از دنيا رفتم ، خلافت را از على (ع) بگيرند.))(81)


    MY ID= capitan_champ90
    بعد از مدتها برگشتم
    فقط چلسي

  10. #56

    آخرین بازدید
    ۰۴-۱۳۸۷-۰۷ [ ۱۹:۵۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۳-۰۵
    محل سکونت
    تهران
    شماره عضویت
    477
    عنوان کاربر
    بازيكن ليگ 1
    میانگین پست در روز
    0.10
    نوشته ها
    408
    سپاس ها
    141
    سپاس شده 282 در 168 پست

    پیش فرض

    راستى اگر واقعا پيامبر (ص) به ابوبكر دستور اقامه نماز داده بودند و وى را به عنوان امام جماعت تعيين كرده بودند؛ پس چرا خود دوباره به مسجد آمدند و جلوى ابى بكر ايستادند چنانچه در بعضى از روايات آمده است ؟
    تناقض ديگر آنكه هنگامى كه پيامبر (ص) دستور به نماز خواندن ابى بكر مى دهد عايشه مى گويد: او ضعيف است و صدايش به همگان نمى رسد... بهتر است عمر نماز را اقامه كند؛ ولى از طرف ديگر چون پيامبر (ص) مى فرمايد: على (ع) را كار دارم . عايشه مى گويد: ابابكر را صدا كنم ؟! و مى خواهد كه پدرش را مطرح نمايد.(91) اشتياق وى به مطرح شدن پدرش با استدلال به ضعف او و جلوگيرى از نماز وى با هم نمى سازد.
    علاوه بر آنچه گفته شد از برخى روايات چنين برمى آيد كه پيامبر (ص) فرد خاصى را براى اقامه نماز معين نكرد و تنها دستور داد تا يكى از مسلمين نماز را اقامه نمايد.(92)
    ابن ابى الحديد نيز بعد از نقل احاديث نماز ابى بكر مى گويد: ((تناقض هاى موجود در اين احاديث ، نظر شيعه (كه نماز ابى بكر به دستور عايشه بوده است ) را موجه مى سازد.))(93)


    MY ID= capitan_champ90
    بعد از مدتها برگشتم
    فقط چلسي

  11. #57

    آخرین بازدید
    ۰۴-۱۳۸۷-۰۷ [ ۱۹:۵۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۳-۰۵
    محل سکونت
    تهران
    شماره عضویت
    477
    عنوان کاربر
    بازيكن ليگ 1
    میانگین پست در روز
    0.10
    نوشته ها
    408
    سپاس ها
    141
    سپاس شده 282 در 168 پست

    پیش فرض

    از طرف ديگر پيامبر (ص) در ايام بيمارى خود درخواست قلم و دوات مى كند تا وصيتى نمايد كه مردم بعد از ايشان گمراه نشوند. ناگفته معلوم بود كه پيامبر (ص) چه وصيتى را در نظر دارد. رهبر جامعه اسلامى در انديشه رهبرى امت بعد از خويش بود و تصميم بر تعيين كسى گرفته بود كه بارها بر جانشينى وى تاكيد كرده بود. همينجا بود كه عمر مانع از نوشتن اين وصيت نامه بسيار مهم مى شود و مى گويد: ((بيمارى بر پيامبر (ص) غلبه كرده است . او هذيان مى گويد. قرآن پيش شماست ، كتاب آسمانى ما را كافى است .))(96) سخن وى در بين صحابه مورد گفتگو قرار گرفت . گروهى با وى مخالفت كرده و گفتند حتما بايد دستور پيامبر (ص) اجرا گردد، برويد كاغذ و قلم بياوريد تا آنچه مورد نظر اوست نوشته شود؛ ولى برخى جانب عمر را گرفتند. پيامبر (ص) كه از سخنان جسارت آميز آنان سخت ناراحت بود فرمود: برخيزيد و خانه را ترك كنيد.(97)
    ابن عباس در حالى كه مى گريست از آن روز ياد مى كرد و مى گفت : بزرگ ترين مصيبت براى اسلام اين بود كه اختلاف صحابه ، مانع از نوشتن نامه پيامبر (ص) گرديد.(98)
    البته منطق عمر كه دم از كفايت قرآن مى زد، نزد همه مسلمين مردود است ؛ زيرا كتاب بدون سنت هيچيك از فرق اسلامى تنها منبع شناخت دين محسوب نمى شود؛ بلكه براى شناخت اسلام و احكام دين ، هم به قرآن احتياج است و هم سنت را نياز داريم .
    جريان اين واقعه دردناك را از زبان عمر در گفتگويش با ابن عباس ‍ مى شنويم . ابن عباس مى گويد: ((در يكى از سفرهاى شام همراه عمر حركت مى كردم كه در بين راه من و او تنها شديم و شخص ديگرى در نزديكى ما نبود. عمر رو به من كرد و گفت : من از پسر عمويت (على ) گله دارم ؛ زيرا از او خواستم در اين سفر با من بيابد؛ ولى قبول نكرد. او را همواره ناراحت مى بينيم ، به نظر تو سبب ناراحتى وى چيست ؟ گفتم : شما خود بهتر مى دانيد. گفت : به نظر من به جهت از دست دادن خلافت ناراحت است . گفتم : بله همينطور است ؛ زيرا وى معتقد است كه پيامبر (ص) وى را نامزد رهبرى نموده است . عمر گفت : گر چه پيامبر چنين تصميمى داشت ؛ ولى خداوند چيز ديگرى مى خواست . پيامبر مى خواست على (ع) را در ايام بيماريش مطرح سازد؛ ولى من از آن جلوگيرى نمودم .))(99)
    3- انكار رحلت پيامبر (ص) توسط عمر
    هنگامى كه پيامبر (ص) دار فانى را وداع گفت ابابكر در مدينه حاضر نبود؛ بلكه به منزل خود در ((سنح )) در نيم فرسخى مدينه رفته بود.(100) عمر براى آنكه كسى به فكر خلافت و تعيين رهبر نيفتد فورا رحلت پيامبر (ص) را انكار نموده (101) و در حالى كه شمشير خود را كشيده بود مى گويد: ((اگر كسى بگويد پيامبر (ص) مرده است او را با شمشيرم خواهم كشت .))(102) و كسانى را كه به مرگ پيامبر (ص) اعتراف كنند منافق مى نامد(103) و به تلاوت آيه هاى قرآن توسط يكى از صحابه كه دلالت بر مرگ پيامبر (ص) مى كند اعتنا نمى نمايد.(104) و نه آنكه رحلت پيامبر را باور نداشته باشد؛ بلكه خود سخنان پيامبر (ص) را درباره نزديك بودن مرگش از زبان خود ايشان شنيده است (105) و در مراسم وصيت پيامبر (ص) در مورد مراسم دفن خود و محل دفن و خداحافظى با اصحاب خود حاضر بوده (106) و با چشم خود ديده است كه پيامبر (ص) دستمالى بر سر بسته و در مسجد حاضر شده و از مسلمين طلب حلاليت مى كند(107) و ابابكر از اينكه پيامبر (ص) خبر از مرگ خود مى دهد به گريه مى افتد. عمر با آنكه اين مسائل را مى داند باز رحلت پيامبر را انكار مى كند؛ اما به محض ورود ابابكر به خانه پيامبر (ص) و تلاوت همين دو آيه ، ساكت مى شود و آنگاه در حالى كه چنان وحشت زده شده كه قدرت راه رفتن ندارد، گويد: گويا اين آيه را قبلا نشنيده بودم .(108)


    MY ID= capitan_champ90
    بعد از مدتها برگشتم
    فقط چلسي

  12. کاربر روبرو از پست مفید CAPITAN EDGE سپاس کرده است .

    مهدی (۰۳-۱۳۸۷-۰۹)

  13. #58

    آخرین بازدید
    ۰۴-۱۳۸۷-۰۷ [ ۱۹:۵۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۳-۰۵
    محل سکونت
    تهران
    شماره عضویت
    477
    عنوان کاربر
    بازيكن ليگ 1
    میانگین پست در روز
    0.10
    نوشته ها
    408
    سپاس ها
    141
    سپاس شده 282 در 168 پست

    پیش فرض

    من ، افسران و نظاميانی را که عاملِ اصلیِ حفظِ تماميتِ ارضی وقدرتِ ميهن، در منطقه بسيار حساسِ جغرافيايیِ? ايران بودند و در راه حفظ و استقلالِ ميهن جان دادند و يا در جوخه های مرگِ جمهوریِ اسلامی، در عينِ وفاداری وعشقِ به ميهنِ خود جان باختند را، سردارانِ ملی و شهيد ميدانم.

    من، حتی آنانی راکه ناخواسته و بدليلِ موقعيتهای نامناسب و ناسالمِ اجتماعی که جمهوری اسلامی از زمانِ روی کار آمدنش به ارمغان آورده، در چنگالِ نارواييها افتاده و بدليلِ عدم سياستِ صحيح ومردمی از سوی حکومت مرکزی، دست به خطا زده و اعدام شدند را، بسيار بيگناه تر و مظلوم تر از آنانی ميدانم که با سعی در يدک کشيدن لقب دروغينِ شهيد، کوشش در سر پوش گذاردن به خيانتهای رهبرانِ خود ميکنند ، میدانم.

    نصيحتی دارم به شما نادانان، که با اينکه ميدانم، گوش شنوايی نيست، ولی بر حسب وظيفه، آنرا بيان ميکنم:

    اگر نادانيد و يا کمبود سواد و يا اطلاعات داريد و ازينروست که خائن راشهيد و شهيد را خائن، ميناميد، کمی بيشتر مطالعه کنيد و برای روشن تر شدن شما، در پاسخگويی به پرسشهای نامربوط و بی جوابتان، که موجب موضعگيريهای اشتباه شما ميشود، آماده هستم .? ولی اگر حقيقت را ميدانيد، ولی با تغيير و تحريفِ آن، سعی در ارائه جلوه ای مظلوم برای خود وهمچنين گمراه کردنِ مجدد مردم دربند ما را داريد، به اطلاعتان ميرسانم که پرداختِ هزينه خيانت، آسان و ارزان نیست و برای پرداخت هزينه آن بايد خود را آماده کنيد.

    هزاران مدرک و نوشته مستند چه بر روی اینترنت و چه در روزنامه های فارسی زبان برونمرزی درباره خیانت

    حسین فاطمی و مصدق و اعوان و انصارش چاپ شده است. اگر نمیخواهید بخوانید و عبرت بگیرید وای برشما چه حکمای ما ایرانیان از قدیم گفته اند:

    آنکس که نداند و نداند که نداند?? -?? درجهل مرکب ابدالدهر بماند

    این حال و روزگار شماست.


    MY ID= capitan_champ90
    بعد از مدتها برگشتم
    فقط چلسي

  14. #59

    آخرین بازدید
    ۱۲-۱۳۹۴-۱۰ [ ۰۱:۱۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۰-۰۱
    شماره عضویت
    5
    عنوان کاربر
    مدیر پیشکسوت
    بازیکن محبوب
    پاشازاده، ریوالدو
    میانگین پست در روز
    0.63
    نوشته ها
    2,762
    سپاس ها
    12,174
    سپاس شده 11,275 در 2,622 پست

    Icon1 مدیحه حضرت علی اکبر (ع)

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    حاج محمد رضا طاهری و حاج محمود کریمی

  15. #60

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۰-۰۱
    محل سکونت
    تهران
    شماره عضویت
    9
    عنوان کاربر
    بازيكن ليگ 1
    بازیکن محبوب
    Montella
    میانگین پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    229
    سپاس ها
    154
    سپاس شده 2,367 در 541 پست

    پیش فرض

    هميشه پاي يك (زن) مسلمان (شيعه) در ميان است.

    پيش از آغاز سخن به اين چند سرخط خبر توجه كنيد:

    1- روزنامه تايمز : هيلاري كلينتون (نامزد رياست جمهوري آمريكا) با يك عضو ستاد انتخاباتي خود (كه يك مسلمان به نام همت عابدين است) رابطه جنسي دارد.

    2 - پل ولفوويتس رئيس يهودي بانك جهاني به اتهام ارتباط جنسي با يك كارمند مسلمان اين بانك كه اهل ليبي است از كار كناره گيري كرد.

    آنچه تنظيم كنندگان خبرهاي بالا با تبليغات غير مستقيم در صدد القاء آن هستند " ارتباط جنسي زن مسلمان خارج از چارچوب اخلاقي" است كه در يكي همجنسگرايي و در ديگري ارتباط با يك يهودي مورد تاكيد است . شايد در نگاه اول به اين خبرها چنين برداشت شود كه مشكلات اخلاقي "هيلاري كلينتون" و "پل ولفوويتس " به عنوان ارزش اول خبري (يعني شهرت) مطرح است . اما با كمي دقت "قباحت زدايي از ارتباط جنسي خارج از چارچوب زن مسلمان" است كه خودنمايي ميكند . شايد بازهم گروهي بگويند كه آنچه مورد تاكيد نگارنده است چيزي جز "توهم توطئه" نيست . اما وقتي شاهدان ديگري از راه ميرسند اين حدس به يقين نزديك ميشود كه پاكدامني زن مسلمان بايد روي سيبل باقي بماند .
    به اين دو خبر توجه كنيد :
    3- سريال "للخطايا ثمن" كه درباره ارتباط جنسي يك زن شيعه با بيش از 300 مرد ديگر است از شبكه هاي تلويزيوني چند كشور عربي از جمله كويت و شبكه پربيننده MBC پخش ميشود .

    4- انیمیشن ضد ایرانی "پرسپولیس" از 4 دی امسال در آمریکا بر روی پرده سینما رفت . این فیلم تصویرگر خاطرات دختر سركشی است كه به ادعای سازنده فیلم، پس از انقلاب اسلامی، ناگهان خود را در تهرانی كاملا سنتی و مذهبی می‌یابد و او كه نمی‌تواند با وضع موجود خود را تطبیق دهد ، توسط والدینش به وین فرستاده می‌شود.

    [IMG]http://usinfo.state.gov/journals/itps/0806/ijpe/****s.jpg[/IMG]

    اينجاست كه حلقه اشارات تنگ تر ميشود . اگر قبلا" " تنها زن مسلمان محكوم به هرزگي میشود "

    حالا اين زن: مسلمان ، ايراني و شيعه است . به ياد داشته باشيم "زن" نماد سرزمين است و از اين رو در برخي كشورها حزبي به نام "مام ميهن" وجود دارد. بياييد تكه هاي پازل را با دقت كنار هم بچينيم . اولين چيزي كه به ذهن خطور ميكند اين است كه زن مسلمان (وحالا شيعه) مانند همتايان غربي خود ، بلكه بدتر از آنها در منجلاب فرو رفته و اسلام به هيچ درد او نميخورد . دوم اينكه: اگر زن را نماد سرزمين بدانيم (آنچنانكه در بالا وصف شد) حالا اين غربيها هستند كه به سرزمين مسلمانان تجاوز ميكنند . و البته افغانستان و عراق نمونه عيني اين ادعا هستند . و بالاخره سوم اينكه : پس از "اسلام هراسي" و "ايران هراسي‌" آنچه امپراطوري رسانه اي غرب و هاليوود به عنوان يك كارتل فرهنگي در صدد القاء آن هستند يك جمله است :

    "هميشه پاي يك زن مسلمان شيعه در ميان است ."



    پ.ن ۱:‌ سطور را در حالي به پايان بردم كه يادم آمد : هاليوود در حال ساخت فيلمي به نام "بي حجاب" است كه ارتباط غيراخلاقي يك زن مسلمان با سه مرد از سه مليت مختلف به تصوير ميكشد .





    پ.ن ۲:‌ سریال جنايي تاتورت که از شبکه دولتی ARD در آلمان پخش میشود به تازگی داستانی نمایش داده به این مضمون که کارآگاهان جنايي در تحقيقات خود کشف مي کنند که يک دختر جوان مسلمان علوي در پي مخالفت با تصميم پدرش در خصوص برقراري رابطه نامشروع با خواهر خانواده توسط وي (پدر) به قتل مي رسید.


    هميشه پاي ....
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویرایش توسط مانی : ۰۳-۱۳۸۷-۱۷ در ساعت ۱۰:۰۱

  16. کاربر روبرو از پست مفید مانی سپاس کرده است .

    Hamzad (۰۳-۱۳۸۷-۱۷)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •