*** به آبـي دلان خـوش آمديـد ***

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 34 , از مجموع 34

موضوع: " بیوگرافی و مصاحبه با استارهای ایرانی "

  1. #31

    آخرین بازدید
    ۰۹-۱۳۹۲-۱۵ [ ۱۶:۳۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۴-۲۲
    شماره عضویت
    9304
    عنوان کاربر
    بازيكن ليگ برتر
    بازیکن محبوب
    حنیف عمران زاده
    مربی محبوب
    ژنرال قلعه نویی
    میانگین پست در روز
    0.51
    نوشته ها
    1,602
    سپاس ها
    2,307
    سپاس شده 2,605 در 1,194 پست
    حالت من
    Shad

    پیش فرض





    بیوگرافی
    نام : مهرداد صدیقیان
    تاریخ تولد :
    ۱۳۶۷
    محل تولد تهران

    مهرداد صدیقیان متولد بهمن ماه ۱۳۶۷ در تهران است ، از کودکی کار تئاتر را به صورت غیر حرفه ای در مدرسه انجام می داده.اولین موفقیتش این بود که سرپرست یک گروه تئاتر در مدرسه شده و در مسابقات بین مدارس مقام اول را کسب کرده و بعد چند بار دادن تست بازیگری ، در سال ۸۴ برای فیلم عصر جمعه مونا زندی تست می دهد و قبول می شود، ورودش به سینما آسان بوده و این را به حساب شانس خوبش می گذارد ، از جمله فعالیتهای هنری اش عبارتند از : عصر جمعه (مونا زندی)، اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد)، دیوار (محمدعلی طالبی) و حیران (شالیزه عارفپور) و در حال حاضر مشغول بازی در سریال سقوط یک فرشته است.

    آثار :

    عصر جمعه (مونا زندی)، اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد)، دیوار (محمدعلی طالبی) و حیران (شالیزه عارفپور) مهمترین فیلمهایی هستند که مهرداد صدیقیان در آنها نقش آفرینی کرده است .


    .برای تو.. برای چشمهایت ! برای من .. برای دردهایم ! برای ما.. برای این همه تنهایی... ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند ...!!




  2. 2 کاربر از پست مفید elham_rezayi_2011 سپاس کرده اند .

    EL KING CR7 (۱۱-۱۳۹۱-۲۳),SogandAbi (۰۸-۱۳۹۱-۰۶)

  3. # ADS
     

  4. #32

    آخرین بازدید
    ۰۳-۱۳۹۲-۲۵ [ ۱۸:۵۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۲-۱۲
    محل سکونت
    زیـر آســمون آبــی
    شماره عضویت
    391
    عنوان کاربر
    Banned
    بازیکن محبوب
    تمام دروازه بان هاي دنيا، فرهادمجیـدی ، كـاكـا
    مربی محبوب
    اسـطـوره بـیــاد مــانـدنــی نـاصـر حـجـازی ، پــورحـ
    میانگین پست در روز
    3.96
    نوشته ها
    17,214
    سپاس ها
    65,488
    سپاس شده 61,029 در 16,218 پست
    نوشته های وبلاگ
    6

    پیش فرض مشکلات 3 ستاره زن سینمای ایران درباره اخبار ازدواجشان!!

    در حالی که بیشتر سوپراستارهای سینمای تجاری در جوانی ازدواج می‌کنند و اتفاقا خیلی زود بچه‌دار می‌شوند و همیشه سعی می‌کنند خودشان را یک ستاره خانوادگی نشان دهند و به دیده شدن در کنار همسرانشان افتخار می‌کنند اما در یک پدیده جالب می‌بینیم که همه سوپراستارهای ایرانی چه آقایان و چه خانم‌ها مجرد هستند و با رویه‌ای که در پیش گرفته‌اند به نظر نمی‌آید حالا حالاها خبر ازدواج‌شان به گوش برسد. در سینمای ایران نمونه‌های موفقی مثل امین حیایی و شهاب حسینی را داریم که نه‌تنها ازدواج مانع موفقیت‌شان نشده بلکه به روند رو به‌رشدشان هم کمک کرده است ، چه امین حیایی که با یکی از همکارانش ازدواج کرده است و چه شهاب حسینی که ترجیح داد همسرش همکارش نباشد؛ هر دو بعد از ازدواج موفق‌تر از زمانی هستند که مجرد بودند پس واقعا چرا ستاره‌هایی مثل هدیه تهرانی، نیکی کریمی، مهناز افشار یا حتی گلزار، رادان یا حامد بهداد که همگی در محدوده سنی ۳۵ تا ۴۲ سال هستند، زیر بار ازدواج نمی‌روند؟ پس از بررسی زندگی ۳ ستاره مرد، حالا به زندگی ۳ ستاره زن سینمای ایران نگاهی می‌اندازیم.

    او با عروس معروف شد!
    نیکی کریمی که به تازگی تولد ۴۱سالگی‌اش را جشن گرفته، از ۱۸ سالگی وارد سینما شده است. این هنرمند ۲۴ سال ستاره سینمای ایران بوده و همه او را عروس سینمای ایران می‌دانند اما نکته این است که عروس سینمای ایران هنوز در دنیای واقعی بله نگفته و عروس نشده است. او طی این سال‌ها همیشه مورد توجه رسانه‌ها، مردم و همکاران سینمایی‌اش بوده است اما از جواب دادن به سؤال‌هایی درباره زندگی شخصی‌اش طفره رفته و هیچ‌وقت به چنین سؤالاتی جواب نداده تا کسی نداند نظرش درباره ازدواج و زندگی مشترک چیست. نیکی کریمی البته از ۱۰ سال قبل با تغییر روش زندگی هنری‌اش کمی از بازیگر صرف بودن خارج شد و این روزها بیشتر به عنوان یک کارگردان شناخته می‌شود تا بازیگر؛ در واقع همه صاحب‌نظران سینمای ایران می‌گویند، کریمی دووجه دارد، یک وجهش حضور در فیلم‌های نه‌چندان موفق و تجاری است و وجه دیگرش روی روشنفکر اوست که‌هایكو ترجمه می‌کند، از طبیعت عكس می‌گیرد، فیلم می‌سازد، دکلمه می‌کند و شاید همین دلمشغولی‌هاست که او را تا ۴۰ سالگی در اوج نگه داشته است.

    مهناز افشار و خبر تلخ ازدواج دروغین
    مهناز افشار در حالی وارد ۳۵ سالگی می‌شود که هنوز تصمیمی برای ازدواج ندارد. او سال ۱۳۷۷ با بازی در فیلم «دوستان» وارد سینما شد اما ۲سال بعد، فیلم «شور عشق» او را به شهرت رساند و بعد از آن تا امروز یکی از ستاره‌های سینمای ایران بوده؛ هرچند در مصاحبه‌هایش از عشقش به خانواده و تشکیل یک زندگی مشترک گفته است اما هنوز تصمیمی برای ازدواج ندارد البته چند سال قبل پس از فروش خیره‌کننده «آتش‌بس» شایعه ازدواج او و محمدرضا گلزار سر زبان‌ها افتاد که به گفته خودش یکی از تلخ‌ترین خاطره‌های زندگی هنری و شخصی‌اش است. او در این‌باره می‌گوید: «یکی از دوستانم با من تماس گرفت تا به دیدنم بیاید. کمی ناراحت بود، عصر به دیدنم آمد، در دستش مجله‌ای بود که آن را از من مخفی می‌کرد، به خوردن چای دعوتش کردم. نشست، شروع کرد آسمان و ریسمان را به هم بافتن تا اینکه مجله را به من نشان داد، روی مجله با تیتر بزرگ ماجرای قصد ازدواج من با یکی از سوپراستارهای سینمای ایران درج شده بود... شوکه شده بودم، باورم نمی‌شد، چندبار مطلب را از اول تا آخر خواندم و برای خودم تکرارش کردم. خیلی ناراحت بودم که چگونه ممکن است برای کسب سود، چنین دروغ بزرگی را به عنوان خبر به مردم بدهند. در این مورد کار به شکایت و تشکیل پرونده برای صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول نشریه کشید اما این کار او ضرر معنوی زیادی را برای من به همراه داشت و این حادثه را به یکی از خاطرات و حوادث تلخ زندگی‌ام تبدیل کرد.

    شایعاتی که سوپراستار سینما را آزرده کرد
    هدیه تهرانی تیرماه امسال شمع‌های کیک تولد ۴۰ سالگی‌اش را فوت کرد اما هنوز مجرد است. او ۱۶ سال پیش با همان اولین فیلمش یکباره سوپراستار شد و همیشه پرطرفدارترین بازیگر سینمای ایران بوده است؛ چه بازی کرده چه بیکار بوده همیشه پرطرفدارترین ستاره سینمای ایران بوده و همین توجه باعث شد تا او را به عنوان نماینده نسل جدید زنان ایرانی بدانند. او نماینده نسلی از زنان است که قوی و خونسرد، با احساسات شدید اما تحت کنترل و در عین حال مورد توجه هستند. طی این ۱۶ سال، نشریات زرد بارها خبر ازدواج او با افراد مختلفی را به چاپ رسانده‌اند اما هیچ واکنشی به آنها نشان نداده است، او در این‌باره چندی قبل به مجله فیلم گفته بود: «نمی‌توانم هرروز به این فکر کنم که این نشریات سالی ۸بار مرا شوهر می‌دهند. خب، راه منطقی مقابله با این جریان چیست؟ منطق می‌گوید حتی اگر بخواهیم عده این طلاق‌ها را حساب کنیم و با توجه به اینکه من درست در ساعت مقرر پس از ۳ ماه و ۱۰ روز شوهر کنم، بازهم سالی ۱۰ تا شوهر نمی‌توانم عوض کنم. انتظار دارید به این حرف‌ها فکر کنم؟ بروم و دوره بیفتم و بگویم چرا این حرف‌ها را می‌زنید؟ اصلا فرض کنید این کار را هم کردم. آن وقت تیتر می‌زنند: «هدیه تهرانی با حضور در نشریه ما، ۱۰ تا ازدواجش در سال را تکذیب کرد!» به هر حال خانم سوپراستار هنوز مجرد است و انگار بازگشت دوباره‌اش به بازیگری او را عروس نخواهد کرد.


    پــ ن : منم سوپراسـتارم ها ، الکی واسم شـایعه نسـازیـد
    ویرایش توسط SogandAbi : ۰۹-۱۳۹۱-۰۱ در ساعت ۱۶:۳۶

  5. 3 کاربر از پست مفید SogandAbi سپاس کرده اند .

    EL KING CR7 (۱۱-۱۳۹۱-۲۳),elham_rezayi_2011 (۰۹-۱۳۹۱-۰۱),Hamzad (۰۹-۱۳۹۱-۰۲)

  6. #33

    آخرین بازدید
    ۰۹-۱۳۹۲-۱۵ [ ۱۶:۳۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-۴-۲۲
    شماره عضویت
    9304
    عنوان کاربر
    بازيكن ليگ برتر
    بازیکن محبوب
    حنیف عمران زاده
    مربی محبوب
    ژنرال قلعه نویی
    میانگین پست در روز
    0.51
    نوشته ها
    1,602
    سپاس ها
    2,307
    سپاس شده 2,605 در 1,194 پست
    حالت من
    Shad

    پیش فرض

    بیوگرافی و مصاحبه از تينا ***** تبار | بازیگر

    تینا *****تبار آرام و شمرده صحبت می‏کند و هیچ عجله‏ ای هم ندارد: «خیلی بلند پروازم. اصلا به هدف‏های کوچک فکر نمی‏کنم. همیشه بزرگترین چیزها را خواسته‏ام که اگر به کمترش هم رسیدم باز برای آدم‏های دیگر دست نیافتنی باشد.»




    • تینا ***** تبار


    • شغل: بازیگر


    • سن: 24 سال


    • کاری که از او خواهید دید: سریال دیوار ساخته سیروس مقدم


    متولد خرداد 1366 است. یک سالی می‏شود که با فیلم طلاق به سبک ایرونی فرید کلهر وارد سینما شده است. قبل از آن در کلاس‏های بازیگری حمید سمندریان استارت ورود به بازیگری را زده و بعد از آن در فیلم سینمایی «هر چی خدا بخواد» خود را محک زده. آخرین کار سینمایی‏اش هم «آزاد راه» عباس رافعی بوده که هنوز اکران نشده. « امروز برای تست گریم سریال جدید علیرضا امینی به نام «گیوتین» رفته بودم که قرار است از اول مهر پخش شود.» این‏ها را مو به مو توضیح می‏دهد و حواسش هست که چیزی از قلم نیفتد و آخر از همه هم تاکید می‏کند که الان هم دو تا قرار داد برای بازی دارد. چون با نقش اول وارد سینما شده این جو برایش به وجود آمده بود که حتما باید نقش اول را بازی کند اما وقتی با چند کارگردان خوب صحبت می‏کند ترجیح می‏دهد یکی دوتا سریال خوب تلویزیونی هم بازی کند.

    آرام و شمرده صحبت می‏کند و هیچ عجله‏ ای هم ندارد: «خیلی بلند پروازم. اصلا به هدف‏های کوچک فکر نمی‏کنم. همیشه بزرگترین چیزها را خواسته‏ام که اگر به کمترش هم رسیدم باز برای آدم‏های دیگر دست نیافتنی باشد.»

    حین مصاحبه آرام است و هیچ حالتی در چهره‏اش مشخص نیست خودش اما نظر دیگری دارد: «یک دوره خیلی آرام بودم. اگر در یک جمع بودم ساکت می‏نشستم و اصلا معاشرت نمی‏کردم اما الان حدود دو سه سال است دقیقا بر عکس آن شده‏ام. هر جا که بروم همه از دستم فرار می‏کنند.» می‏خندد و می‏گوید: «کودک درونم تازه زنده شده.»

    ازش می‏پرسیم پنج سال دیگر هم به همین شکل با خبرنگارها با صبر و حوصله و نرمش برخورد می‏کنی؟ «چرا پنج سال دیگر! یعنی فکر می‏کنید پنج سال طول می‏کشد من به جایی ‏برسم؟ این اتفاق باید حداکثر تاچهار پنج ماه دیگر برایم بیفتد. احتمالا پنج سال دیگر موقعیتم با الان فرق می‏کند و فکر می‏کنم قطعا باید روی جلد باشم. ممکن است آن زمان مثلا اگر ازم بخواهید که عکسم را خیلی کوچک در ته مجله چاپ کنید، قبول نکنم.» می‏خندد و می‏گوید: «پنج سال دیگر نه و چهار پنج ماه دیگر، خیلی زیادش نکن.»

    .برای تو.. برای چشمهایت ! برای من .. برای دردهایم ! برای ما.. برای این همه تنهایی... ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند ...!!




  7. 2 کاربر از پست مفید elham_rezayi_2011 سپاس کرده اند .

    EL KING CR7 (۱۱-۱۳۹۱-۲۳),SogandAbi (۰۹-۱۳۹۱-۰۳)

  8. #34

    آخرین بازدید
    ۰۳-۱۳۹۲-۲۵ [ ۱۸:۵۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۲-۱۲
    محل سکونت
    زیـر آســمون آبــی
    شماره عضویت
    391
    عنوان کاربر
    Banned
    بازیکن محبوب
    تمام دروازه بان هاي دنيا، فرهادمجیـدی ، كـاكـا
    مربی محبوب
    اسـطـوره بـیــاد مــانـدنــی نـاصـر حـجـازی ، پــورحـ
    میانگین پست در روز
    3.96
    نوشته ها
    17,214
    سپاس ها
    65,488
    سپاس شده 61,029 در 16,218 پست
    نوشته های وبلاگ
    6

    پیش فرض


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]پرویز پرستویی بی تردید یکی از شاخص ترین چهره های تاریخ سینمای ایران است. اما او بیش از یک سال است که در هیچ فیلمی حاضر نشده و شایعات بسیاری هم حواشی این کم کاری اش شکل گرفته است. هر چند این روزها قرار است در مقابل دوربین محمد مهدی عسگرپور حاضر شود.

    پرستویی به تازگی گفت و گوی مفصلی با خبرگزاری خبر آنلاین انجام داده که گزیه ای از قسمت های تازه و جالب این گفت و گو را می توانید در ادامه بخوانید:

    - من از فیلم «بیست» به بعد، سه فیلم کار کرده ام. فیلم «1359» را که آقای سالور پیشنهاد کرد نشستیم و با هم درباره اش حرف زدیم. خدا شاهد است فقط به خاطر آن جمله ای که به من گفت: «مادرم سر سجاده برای این فیلم دعا می کند.» قبول کردم در فیلم باشم. خب من که فیلمنامه نویس نیستم، اما آن فیلمنامه را 9 بار بازنویسی کردیم. قرارمان با آقای سالور این نبود که نتیجه کار اینچنین شود.

    این فیلم سوژه خیلی بکری داشت که به اعتقاد من و خیلی از آدم های شناخته شده اهل سینما، اصلا یک سوژه بین المللی بود ولی واقعیتش سوژه حرام شد. آن اتفاقی که باید می افتاد، نیفتاد. من به عنوان بازیگر تمام تلاشم را کردم تا به فیلم ادای دین کنم، ولی آن چیزی که دلمان می خواست، نشد.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    - در ماجرای تجمعی که مقابل وزارت ارشاد صورت گرفت، آقای سجادپور ایستاده بود پشت شیشه و تجمع انصار حزب الله را نگاه می کرد. آقا مگر شما با این عزیزان هم کیش و هم سجاده نیستید؟ پس چرا ساکتید؟ اگر فکر می کنید تصمیمتان بر حق بوده و به آن اعتقاد دارید، پای حق و اعتقادتان بایستید. شما آقای سجادپور یک آدم فرهنگی هستید، پس جرات داشته باشید، بروید پایین به آن برادر انصار بگویید، برادر عزیز، دو دوتا می شود چهارتا. سینما هم این است، تصویر و ایجاز. این هنر چنین شرایطی دارد و باید هم داشته باشد اما شما به جای این کارها می روی پشت شیشه می ایستی و حتی شهامت و جرأت این را نداری که بیایی پایین و با این آدم ها نماز بخوانی. خب با این وضعیت چه ثباتی در سینما هست که من بروم فیلم بازی کنم؟

    - ما دو سال است خون همدیگر را در شیشه کرده ایم. خانه سینما شده خانه فساد و حکم اعدام زن ها را می دهند و ... آخر آقای سلحشور تو کی هستی که چنین حکمی می دهی؟ یعنی قوه قضائیه عقلش نمی رسد که به این چیزها رسیدگی کند؟ مگر زورگیرها را همین چند وقت پیش اعدام نکرد؟ اگر بفهمد در سینما آدم فاسد هست مگر تعارف دارد؟

    - آقای میرعلایی چرا نگذاشتی تقوایی کار کند؟ چهار ماه تمام رفتیم و آمدیم که بگذارند تقوایی فیلم «رومی و زنگی» را بسازد. نگذاشتند که نگذاشتند. من به آقای میرعلایی گفتم. گفتم فردای روزگار خدای نکرده اگر تقوایی بمیرد و من ببینم شما در صف اول ایستاده اید همانجا بلند خواهم گفت باعث قتل تقوایی شما هستید، شما تقوایی را کشتید.

    - در همین ماجرای انتخابات 88 ما مشغول کار کردن در سریال «آشپزباشی» بودیم. می آمدند یک نگاه عاقل اندر سفیه به ما می انداختند که با این شرایط شما چطور کار می کنید؟ خجالت نمی کشید؟ در حالی که من معتقدم هنرمند باید توی بحران ها مثل یک طبیب عمل کند. باید فضا را تلطیف کند. آرامش برقرار کند. برای من که کاری ندارد بروم کنار خیابان بایستم شعار بدهم. فردا هم می روم روی بورس و این رسانه های خارجی آدم را در بوق و کرنا می کنند و سر چراغی هم که فیس بوک ها همه روشن است اما در این شرایط وظیفه من این است که آرامش بدهم. وقتی می بینم دو نفر به جان هم افتاده انداول باید بروم از هم جدایشان کنم. بعد بگویم عزیز من شما مقصری. چرا این آدم را زدی؟ تازه نقدم را شروع کنم. از ترس نیست که من سکوت می کنم شرح وظایف من خیلی طولانی تر از این حرف هاست. کبریت بی خطر نیستم ولی کارم را چیز دیگری می دانم.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    - حاتمی کیا حین فیلمبرداری فیلم «خرس» یک شب آمد و پیش ما بود. یک خلوت عجیبی با هم داشتیم. همان جا بهش گفتم تجربه نشان داده که انگار جنس من و تو با هم جور است. با هم خوب جفت و جور می شویم. من همانجا اوکی کار را دادم. یک موقع در مجله ای بحث انداخته بودند درباره رابطه بازیگر و کارگردان. حاتمی کیا صحبت کرده بود و گفته بود جالب است.

    فیلمنامه ها را من نوشتم ولی وقتی پرستویی آن را بازی می کند از خودم می پرسم اینها را من نوشتم واقعا؟ من این را به عنوان یادگاری همیشه در ذهنم دارم. ولی به هر حال به او خرده نمی گیرم. با پیامک برای «چ» از من دعوت کردند. من هم با پیامک جواب دادم که من با این تهیه کننده کار نمی کنم. با این آقای مهدی ... کار نمی کنم.

    این آدم با زندگی من بازی کرده است، هم حاتمی کیا و هم تبریزی در جریان این واقعه بودند. ولی هر دو رفتند و با او کار کردند. تبریزی «پاداش» او را با ساخت فیلم «پاداش» قرار بود بعد از «لیلی با من است» ساخته شود. اصلا برای من نوشته شده بود. ولی آقای تبریزی رفت با او کار کرد. بعد هم که این آقای تهیه کننده رفت زندان و مدت ها در آنجا ماند و دوباره آمد بیرون البته خرده نمی گیرم. قرار نیست من تصمیم بگیرم دیگران را با چه کسانی کار کنند ولی شاهد بود که او با من چه کار کرد.

    - بگذارید اصل ماجرا را برایتان بگویم. ایشان یک خانه ای به من فروختند که همان لوکیشن «آژانس شیشه ای» بود. دو سوم پول را گرفتند و مبایعه نامه نوشتند اما سر موعد تحویل زیر همه چیز زدند. وقتی رفتم از بانک پولم را پس بگیرم دیدم دو میلیون بیشتر توی حسابش نیست. خودشان را در سینما ورشکسته اعلام کردند ولی رفتند کارخانه بنشن زدند.

    بچه های من آمده بودند حتی اتاق خواب هایشان را هم انتخاب کرده بودند. تو حق نداری با روح آدم ها بازی کنی. با غرورشان بازی کنیم. من گفتم کار نمی کنم. در مورد فیلم «چ» حتی کار به قصه خواندن هم نکشید. اصلا نمی دانم این فیلم چه مقطعی از زندگی چمران است. به هر حال من گفتم مسئله ام با حاتمی کیا نیست. این آدم را عوض کنید من در خدمت تان هستم ولی ترجیح دادندکه با او کار کنم نه با من. بعد هم که دیدیم وسط کار آن آقا دوباره رفت زندان.

    پس من یک چیزی می دانم که می گویم. توبه گرگ مرگ است. با آدامی که به من خیانت کرده. به خانواده من اهانت کرده چطور دوباره بروم کار کنم؟ خانواده من تحقیر شوند که من می خواهم کار کنم؟ می خواهم صد سال سیاه کار نکنم. من حقم را می گیرم ولی می ریزم دور.

    - من نه اعتصاب کرده ام نه خداحافظی. اصلا نمی دانم این شایعه که پرستویی در روستای زادگاهش مشغول کشاورزی است و پیشنهاد 600 میلیونی را رد کرده چطور درآمد؟ البته رفتم و آدمی که این شایعه را ساخته بود پیدا کردم ولی حقیرتر از این حرف هاست که بخواهم درباره اش صحبت کنم. ولی عجیب خلاقیتی! به خدا اگر فیلمنامه نویسان ما اینقدر خلاق بودند ما غصه نداشتیم. فکرش را بکنید. رفته ام کشاورزی می کنم و تازه پیشنهاد 600 میلیونی را هم رد می کنم! خودش یک فیلم است!

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    - فیلم «من و زیبا» یک سال طول کشید تا بتواند اکران شود. بعد دیدم که آقای حسن پور در مجله «صنعت سینما» مصاحبه کرده که ما این فیلم را با دست خالی ساختیم. آقای کارگردانشما که پولت را گرفتی، ولی پرستویی هنوز پول نگرفته. من که سرمایه گذار نیستم. تازه این وسط یک عده هم به ما گفتند رانت خوار هستی. در پوستر فیلم اسم من به عنوان سرمایه گذار در کنار اسم آقای نوروزبیگی آمده است. او دولتی است من هم دولتی ام؟

    نمی خواستم در این فیلم بازی کنم. وقتی به من آن را پیشنهاد دادند گفتم نه. این فیلم تماشاچی ندارد. دیگر بعد از این همه سال نبض بیننده در دستمان است. نه اینکه موضوع بد باشد. این از بد روزگار است که ذائقه تماشاچی را عوض کرده ایم. ما بودیم که ذائقه اش را تغییر دادیم تا دیگر با اینجور فیلم ها ارتباط برقرار نکند. به هر حال موضوع منتفی شد. بعد از دو ماه آقای نوروزبیگی گفت یکی از دوستان قابل احترام ما عاشق امام حسین (ع) است و می خواهد کل فیلم را سرمایه گذاری کند.

    ما هم آمدیم وسط. گفتم بسیار خب. به احترام این آقا که عاشق امام حسین (ع) است ما هم در این فیلم شرکت می کنیم. چون به هر حال من که تهیه کننده نیستم. من خلوت بازیگری را با دنیا عوض نمی کنم. بعد شنیدیم آن آدم انصراف داده است. اصلا من نفهمیدم آن آدم چه جور عاشقی بود که رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد؟! او رفت که من مجبور شدم سرمایه گذار شوم. وگرنه؛ نه پدرم سرمایه گذار بوده نه مادرم. هر چه کارت هم داشتیم سوزاندیم. مطلقا از یک جای دولتی هم کمک نگرفتیم. اگر نهاد دولتی به ما کمک کرده بیاید اعلام کند.

  9. 2 کاربر از پست مفید SogandAbi سپاس کرده اند .

    EL KING CR7 (۱۱-۱۳۹۱-۲۳),kajol.ss (۱۱-۱۳۹۱-۲۲)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •