*** به آبـي دلان خـوش آمديـد ***

مشاهده RSS Feed

ahmad_abi

  1. اندر حکایت شیخ محمدرضای ۱۹! (شیخ و لنگی مزاحم)

    نقل است که روزی شیخ مم‌رضا (علیه‌الرحمة) مریدان را پند همی داد که به ناگه لنگی‌پوشی پابرهنه بر مجلس پرید و عربده‌کشان بانگ برآورد: «ها ها ها! دیدید گفتم در حد فینال آسیا نیستید؟»


    مریدی به‌چابکی جهید و قصد نمود با پیف‌پاف جان آن بی‌مقدار بستاند که شیخ فریاد زد: «مبادا ...

    آپدیت شده ۰۷-۱۳۹۲-۱۲ در ۱۳:۵۰ توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. اندر حکایت شیخ محمدرضای ۱۸! (شیخ و ۱۰۰۰ تومانی‌ها)

    نقل است که روزی شیخ مم‌رضا (خدایش او را سال‌ها نگاه دارد) در محفلی مریدان را پند همی داد که مریدکی بگفت: «شیخا! سؤالی بس مهم دارم.»


    شیخ بفرمود: «بگوی.»


    مریدک بگفت: «ای شیخ! این قرمزکان ۱۰۰۰ تومانی، پس از دربی ناله‌ها نموده‌اند که ما را داور نابود کرده وگرنه
    ...

    آپدیت شده ۱۱-۱۳۹۱-۰۹ در ۱۰:۵۳ توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. اندر حکایت شیخ محمدرضای ۱۷! (شیخ و راز پرسپولیس)

    نقل است که روزی شیخ مم‌رضا (رضی‌الله عنه) در مجلسی مریدان را پند همی داد که مریدبچه‌ای دست بالا نمود و بگفت: «شیخا!»


    شیخ بفرمود: «بلی.»


    مرید بگفت: «سؤالی دارم.»


    شیخ بفرمود: «بنال!»


    مرید بگفت: «آیا پس از بازی قرمزکان و راه‌آهن، یکی از بازیکنان
    ...

    آپدیت شده ۱۱-۱۳۹۲-۱۳ در ۲۰:۴۷ توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. اندر حکایت شیخ محمدرضای ۱۶! (شیخ و محاسن پرسپولیس)

    نقل است که شیخ مم‌رضا در مجلسی مریدان را پند همی داد که: «ای مریدان! گوش فرا دهید که محاسن پرسپولیس از برای‌تان برشمرم.»


    مریدان شگفت‌زده با چشمان ورقلمبیده بگفتند: «شوخی می‌کنی ای شیخ!»


    شیخ بفرمود: «نه بابا شوخیم کجا بود؟»


    مریدان گفتند: «بفرمای.»


    شیخ بفرمود: «آن‌گاه که در حین دربی جشن گوجه‌فرنگی برگزار گردید، ما آبیان را ترس از آن بود که نکند
    ...

    آپدیت شده ۱۱-۱۳۹۱-۱۲ در ۱۷:۵۷ توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. اندر حکایت شیخ محمدرضای ۱۵! (شیخ و استادیوم اختصاصی استقلال)

    روایت کنند که روزی مریدان بر گرد شیخ محمدرضا (خدایش او را چاق و چله نگاه دارد!) نشسته بودند که مریدی بگفت: «ای شیخ! شنیده‌ای که جمعیت کمی در تهران از بهر نگریستن بازی‌های استقلال به ورزشگاه آزادی پای می‌گذارند؟»

    شیخ بفرمود: «آری. هم شنیده‌ام و هم دیده‌ام. دوای این مشکل نزد
    ...

    آپدیت شده ۱۱-۱۳۹۰-۰۶ در ۲۱:۲۷ توسط [ARG:5 UNDEFINED]

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین