*** به آبـي دلان خـوش آمديـد ***

مشاهده RSS Feed

مریم آبی ترین

  1. آبی دلان

    نقل قول نوشته اصلی توسط M4R Y4M نمایش پست ها
    وقتی گل اول رو خوردیم یک لحظه حس کردم نکنه بازیکنا وا بدن بازی رو ...وقتی گزارشگر گفت یک عده از تماشاگرا از همین الان میخوان زمین رو ترک کنن بیشتر ترسیدم...

    ترسیدم یه اتفاق بد و یه نتیجه ی تلخ به بار بیاد...

    اما؛ مردانگی و جنگندگی آبی ها تا ثانیه های پایانی و در حالیکه
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. اسرار الشیوخ فی مقامات اکابر آبی دلان(سِیُم)

    رمضان بود و مریدان همه بیهوش از بلندی روز و تنگی قوت...شیخ محمد رضا را دل از بهر ایشان بسوخت...بر سوی قبله شتابان شد و دستها بگشود و بفرمود:پروردگارا! ماه صیام را بسان جام جهانی هر 4 سال یکبار برگزار نموده، ما و مریدان را در دور مقدماتی حدف بفرمای...

    مریدان برای آمین به دعای شیخ خود را تکه تکه همی کردند...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. اسرار الشیوخ فی مقامات اکابر آبی دلان(دُیُم)

    در خبر است که روزی شیخنا ارواحناه فداه، از بر جمعی میگذشت...خود را در سلک صحبتشان منتظم کرد...نقل جمعشان سقف قرار داد بودندی و امیرقلعه نویی که از این سقف، تمرد بکردندی!!

    ،
    شیخ آواز در داد که اگر هم و غمتان، نریختن سقف قرار داد است،پرده از آن دِرَم ها که پیشکش به خواجه افشین
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. السرار الشیوخ فی مقامات اکابر آبی دلان (اول)

    نقل است که روزی خواجه شیث رضایی که اندکی نوچه به گرد خود جمع نموده بود، بگفت: کار ما و فرهاد مجیدی همچون مُشتی ارزن است...یک دانه فرهاد مجیدی ست و باقی منم...

    مریدی از آن شیخ فرهاد در آن جمع حاضر بود...به پیش شیخ آمده سخن در داد و شرح ما وقع همی بگفت...شیخ ما ( العالمیان هلاکهُ) بگفت: برو و خواجه را بگوی که آن یکی هم تو هستی، ما هیچ چیز نیستیم...مریدان چنان قهقهه سر دادند که 1000 سال بعد سونامی ژاپن را بلرزاند و ببرد...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. دوبیتی

    مادر که کسی به فکر فردایش نیست
    یک ذره امید توی رویایش نیست
    هر روز نگاه می کنم جز زیلو
    یک تکه بهشت زیر پاهایش نیست

    ===
    لب های عتیق تو مرا می خواند
    لبخند بلیغ تو مرا می خواند
    یک برج در آستانۀ ریختنم
    آغوش عمیق تو مرا می خواند

    ==

    در آب که شستی تن بی تابت را
    دیدند تمام رودها خوابت را
    لبهام به شکل بوسه – ماهی شده اند
    بنداز درون آب قلابت را

    ==

    جلیل صفر بیگی
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین